دو سال پس از ممنوعیت مرکز اسلامی هامبورگ، یک پژوهش جدید نشان میدهد که شبکههای شیعه اسلامگرای نزدیک به جمهوری اسلامی در آلمان همچنان فعال هستند. این پژوهش را سازمان غیردولتی Democ و دفتر برلین کمیته یهودیان آمریکا (AJC) انجام دادهاند. روزنامه آلمانی «تاتس» در ششم اکتبر (۱۴ مهر) به این پژوهش پرداخت. این گزارش به موضوع شبکههای هوادار ایران در آلمان میپردازد.
پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که این شبکهها از بین نرفتهاند. آنها پراکندهتر شدهاند و بخشی از آنها به جریانهایی از چپ ضدامپریالیست نزدیک شدهاند. همچنین، شبکههای هوادار ایران در آلمان از محورهای اصلی این گزارش است.
برای پیگیری لحظهبهلحظه مهمترین رویدادها، ما را در سایت PhoenixQ و شبکههای اجتماعی سابسکرایب و دنبال کنید.
ممنوعیت مرکز اسلامی هامبورگ و پیامدهای آن
وزارت کشور فدرال آلمان در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵ (۳ مرداد ۱۴۰۳) مرکز اسلامی هامبورگ را ممنوع کرد. این مرکز به مسجد آبی معروف است. همچنین پنج نهاد وابسته به آن در شهرهای برلین، فرانکفورت و مونیخ نیز ممنوع شدند.
در پی این تصمیم، چهار مسجد شیعه تعطیل شد و دارایی این نهادها توقیف شد. وزارت کشور این مرکز را سازمانی افراطی خواند که با نظم قانون اساسی مغایرت دارد. بر اساس اعلام این وزارت، مرکز هامبورگ از حزبالله پشتیبانی میکرد و یهودستیزی تهاجمی را گسترش میداد.
وزارت کشور تأکید کرد که ممنوعیت شامل اجرای مسالمتآمیز آیینهای شیعه نمیشود. مرکز هامبورگ به این تصمیم اعتراض کرده است. این دعوای حقوقی هنوز ادامه دارد.
بر اساس این پژوهش، ممنوعیت ساختار مرکزی این نهادها را بهشدت تضعیف کرد. با این حال، شبکههای غیرمتمرکز و فراملی آنها فعال ماندند. برخی از این گروهها از دهه ۱۹۹۰ تشکیلات مستقل داشتند و به همین دلیل مشمول ممنوعیت نشدند.
نزدیکی با چپ ضدامپریالیست
شاید بحثبرانگیزترین بخش پژوهش، نزدیکی این نهادها با جریان چپ ضدامپریالیست باشد. منظور پژوهش بخش کوچکی از چپ رادیکال است. احزاب و جریانهای اصلی چپ آلمان در این بحث جایی ندارند.
به گفته Democ، پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تماس میان برخی از این گروهها و شبکههای شیعه اسلامگرا بیشتر شده است. نقطه اتصال آنها مخالفت با اسرائیل و آمریکا است. افزون بر این، هر دو طرف جمهوری اسلامی و متحدان منطقهایاش را نیروهای «ضدامپریالیست» میدانند.
نویسندگان پژوهش میگویند چنین افرادی میتوانند روایتهای نزدیک به تهران را به محیطهایی منتقل کنند که اسلامگرایان بهتنهایی دسترسی محدودی به آنها دارند.
نقش سازمان کمونیستی (KO)
پژوهشگران به عنوان نمونه از «سازمان کمونیستی» (KO) نام میبرند. به نوشته روزنامه تاتس، این گروه ۹ شاخه محلی در آلمان دارد. این گروه در معرفی خود با روسیه، چین و ایران ابراز همبستگی میکند.
بر اساس پژوهش، KO از میانه سال ۲۰۲۵ در چند بیانیه برای ائتلاف با نیروهای شیعه اسلامگرا تبلیغ کرده است. این بیانیهها خطاب به چپ آلمان منتشر شدهاند. همچنین کادرهای این گروه در گروههای محلی همبستگی با فلسطین مسئولیت گرفتهاند.
Democ فعالان KO را «حاملان عملیاتی فعالیتهای نفوذی ایران» مینامد. این گروه در بیانیهای با عنوان «همبستگی با جمهوری اسلامی ایران» از بخشهایی از چپ آلمان انتقاد کرده که از اعتراضهای سراسری مردمی در ایران حمایت کردهاند. متن این بیانیه با سه شعار پایان مییابد: «نه به تجاوز به ایران! تحریمها باید برداشته شود! همبستگی با جمهوری اسلامی ایران!»
در متنی دیگر، KO استدلال میکند که جمهوری اسلامی در برابر جنگی استعماری از خود دفاع کرده است. این گروه میگوید چپ باید آشکارا کنار جمهوری اسلامی بایستد.
تجمع برلین و ادعای هدایت از ترکیه
روزنامه آلمانی «برلینر تسایتونگ» چند روز پس از آغاز جنگ اخیر از تجمعی در میدان الکساندر برلین گزارش داد. حدود ۲۵۰ نفر در این تجمع شرکت داشتند. گروههای کوچک کمونیست، گروههای دانشجویی چپ ضدامپریالیست و هسته سخت جنبش حامی فلسطین در آن حضور داشتند.
بر اساس گزارش این روزنامه، برخی تظاهرکنندگان از علی خامنهای به عنوان «شهید» یاد میکردند. از سوی دیگر، Democ میگوید نشانههایی وجود دارد که بخشی از این جریان از ترکیه هدایت میشود. این ادعا به طور مستقل تأیید نشده است.
پیشینه تاریخی همسویی اسلامگرایان و چپ در ایران
همسویی اسلامگرایان با چپ ضدامپریالیست در تاریخ ایران بیسابقه نیست. پس از انقلاب ۱۳۵۷، حزب توده و سازمان فدائیان خلق (اکثریت) به نام مبارزه با امپریالیسم از «خط امام» پشتیبانی کردند.
با این حال، در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ رهبران حزب توده بازداشت شدند و فعالیت حزب ممنوع شد. در سال ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی اعدام شدند. بسیاری از آنها چپگرا بودند.
آنچه هنوز اثبات نشده است
در منابع موجود تاکنون سندی که هدایت مستقیم این گروهها از سوی تهران را نشان دهد وجود ندارد. ناشر پژوهش تصریح کرده که مسئولیت محتوا بر عهده نویسندگان است.
نویسندگان تأکید میکنند که نگرانی اصلی آنها بسیج مستقیم برای خشونت نیست. نگرانی آنها گسترش نفوذ اجتماعی است. آنها همچنین از عادیسازی روایتهایی ابراز نگرانی میکنند که پیشتر تنها در محیطهای اسلامگرا تبلیغ میشدند.
در نهایت، نتیجه مهم پژوهش این است که ممنوعیت انجمنها ابزاری مهم اما ناکافی است. به باور نویسندگان، تمرکز آینده باید بر شبکههای غیررسمی، افراد رابط و ساختارهای فراملی باشد.
فارسی




























































