در آستانه انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶، سیاست آمریکا در قبال ایران در پیچیدهترین نقطه خود قرار گرفته است. واشنگتن، تلآویو و تهران سه ضلع یک مثلث بحران را تشکیل میدهند. محاسبات نظامی، هستهای و دیپلماتیک هر سه طرف به نتیجه صندوقهای رأی گره خورده است. این گزارش به موضوع سیاست آمریکا در قبال ایران پس از انتخابات میپردازد.
دونالد ترامپ رویکردی چندگانه اتخاذ کرده است. او ۳۱ اکتبر در فلوریدا مدعی شد بخش اعظم توان نظامی ایران فلج شده. وی با اشاره مستقیم به تأسیسات زیرزمینی “کوه کلنگ” در استان اصفهان گفت هنوز “یکی دو هدف” باقی مانده که ظرف ۱۰ دقیقه میتوان تکلیف آنها را روشن کرد. همچنین، سیاست آمریکا در قبال ایران پس از انتخابات از محورهای اصلی این گزارش است.
برای پیگیری لحظهبهلحظه مهمترین رویدادها، ما را در سایت PhoenixQ و شبکههای اجتماعی سابسکرایب و دنبال کنید.
با این حال، ترامپ بلافاصله با لحنی متفاوت افزود که مذاکرات در جریان است. او گفت طرف ایرانی تمایل زیادی به توافق نشان داده و آمریکا زمان کافی در اختیار دارد.
در همین حال، تهران نیز ترکیبی از بازدارندگی نظامی و دیپلماسی را دنبال میکند. بر اساس گزارش خبرگزاریهای بینالمللی از جمله رویترز، ایران هشدار داده هرگونه اقدام تهاجمی جدید با “پاسخی کوبنده” مواجه خواهد شد. اما همزمان، تهران تداوم تبادل پیام از طریق واسطهها در دوحه و مسقط را تأیید کرده است.
محدودیتهای کنگره و آزادی عمل ترامپ
دویچهوله فارسی در گفتگویی اختصاصی با جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، و آلن ایر، سخنگوی فارسیزبان وزارت خارجه آمریکا در دولت اوباما و کارشناس ارشد مرکز پژوهشهای خاورمیانه (MEI)، ابعاد این بحران را بررسی کرده است.
بولتون معتقد است نتیجه انتخابات سوم نوامبر میتواند دو سال پایانی دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ را دشوار کند. به گفته او، دموکراتها احتمالاً کنترل مجلس نمایندگان و شاید سنا را به دست خواهند گرفت. این وضعیت بهویژه در مسائل بودجهای برای ترامپ مشکلساز خواهد بود.
با این حال، بولتون یادآوری میکند که رئیسجمهور میتواند مصوبات کنگره را وتو کند. او میگوید: «قانون اساسی آمریکا اساساً امور خارجی را در حوزه اختیارات رئیسجمهور قرار داده است. از این رو، از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان لزوماً انعطافپذیری ترامپ درباره ایران را از بین نمیبرد.»
آلن ایر نیز به نوعی “اجماع دوحزبی” اشاره میکند. به گفته او، هر دو حزب اصلی آمریکا در مخالفت با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و حمایت از فشار بر تهران اشتراک نظر قابلتوجهی دارند. از نظر ایر، ناکامی سیاستهای آمریکا در قبال ایران را نباید صرفاً در تنشهای حزبی جستوجو کرد؛ مسئله بیشتر به دشواریهای ساختاری ایجاد تغییر پایدار از طریق ابزارهای خارجی مربوط میشود.
قیمت سوخت و تأثیر آن بر محاسبات انتخاباتی
جنگ ایران به پایان هشتمین ماه خود نزدیک میشود. افزایش قیمت سوخت بر فضای انتخابات میاندورهای آمریکا تأثیر گذاشته است. ترامپ در شبکه اجتماعی “Truth Social” ایران را متهم کرده که برای افزایش قیمت نفت، گزارشهایی ساختگی درباره حملات به نفتکشها و مینهای دریایی در تنگه هرمز منتشر میکند.
بولتون میگوید ترامپ بیش از هر چیز بر “تأثیر اقتصادی جنگ با ایران در داخل ایالات متحده” تمرکز کرده است. کاهش عرضه نفت از خلیج فارس قیمت سوخت را افزایش داده و به استدلالهای انتخاباتی دموکراتها درباره تورم و ناامنی اقتصادی دامن زده است.
بولتون به توافق سوخت دیزل با روسیه، معافیتهای تحریمی و طرح تحریمهای لیندسی گراهام اشاره میکند. به گفته او، همه این اقدامات را میتوان در پرتو تلاش ترامپ برای کاهش قیمت بنزین در داخل کشور توضیح داد.
پس از انتخابات؛ ازسرگیری جنگ یا اعلام پیروزی؟
بولتون معتقد است پس از سوم نوامبر، فشار سیاسی ناشی از انتخابات به میزان زیادی کاهش خواهد یافت. او تأکید میکند که نمیتواند پیشبینی کند ترامپ چه خواهد کرد؛ به باور او، حتی خود ترامپ نیز در حال حاضر تصمیم نهاییاش را نمیداند.
بولتون گزینههای پیش روی ترامپ را در دو سوی یک طیف قرار میدهد. یک سو “ازسرگیری جنگ” است؛ شاید این بار با هدفی روشنتر. سوی دیگر، اعلام پیروزی و بازگرداندن نیروهای آمریکایی به خانه است. بولتون این گزینه دوم را تصمیم درستی نمیداند، اما میگوید در دنیای سیاسی ترامپ نمیتوان آن را منتفی دانست.
میان این دو گزینه نیز سناریوهای دیگری وجود دارد. برای نمونه، بولتون به احتمال حمله به کوه کلنگ اشاره میکند؛ سایت هستهایای که به گفته او در نزدیکی نطنز در حال ساخت است. در این سناریو، ترامپ میتواند به این تأسیسات آسیب بزند، سپس اعلام پیروزی کند و عقبنشینی کند.
تغییر رژیم؛ اختلاف دیدگاه بولتون و ایر
بولتون معتقد است ترامپ در آغاز جنگ فرصت بزرگی را برای کمک به مخالفان جمهوری اسلامی از دست داده است. او میگوید نارضایتی از حکومت در سراسر ایران گسترده است؛ از وضعیت وخیم اقتصاد گرفته تا نارضایتی جوانان که پس از کشته شدن مهسا امینی آشکار شد. افزون بر این، نارضایتی گروههای اتنیکی از جمله کردها، آذریها و بلوچها نیز وجود دارد.
با این حال، بولتون مشکل اصلی را ضعف سازمانی اپوزیسیون میداند. او معتقد است دولت آمریکا باید مستقیماً با مخالفان داخل کشور ارتباط برقرار کند و از آنها بپرسد برای افزایش توان خود به چه امکاناتی نیاز دارند.
ایر در مقابل بر دشواری استفاده از ابزارهای خارجی برای ایجاد تغییر پایدار تأکید میکند. از نظر او، هر تحول بنیادین باید از درون جامعه ایران برخیزد. او دو علت اصلی برای ناکامی تلاشهای خارجی برمیشمرد: دشواری ذاتی تغییر رژیم از طریق مداخله خارجی، و نبود یک جنبش اپوزیسیون سازمانیافته و منسجم.
بولتون “تغییر رژیم” را تنها راه پایدار برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای میداند. او میگوید جمهوری اسلامی تا زمانی که در قدرت باشد، تلاش برای دستیابی به قابلیت ساخت تسلیحات هستهای را کنار نخواهد گذاشت. ایر اما بر این نکته تأکید میکند که حتی اجماع واشنگتن درباره لزوم تغییر رفتار تهران، بهتنهایی نمیتواند موانع ساختاری تغییر سیاسی در ایران را برطرف کند.
فارسی














































