اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل، روز شنبه هفتم نوامبر اعلام کرد ماموریت تشکیل دولت را به گادی آیزنکوت، رهبر حزب «یاشار»، خواهد سپرد. ائتلاف چهارحزبی آیزنکوت تنها ۴۸ کرسی دارد، اما دو فهرست انتخاباتی عرب با مجموع ۱۹ کرسی از این ماموریت حمایت کردهاند. با این حال، مخالفت خود آیزنکوت و برخی متحدانش با اتکا به احزاب عرب، دستیابی به اکثریت لازم را دشوار کرده است. این گزارش به موضوع تفاوت آیزنکوت و نتانیاهو درباره ایران میپردازد.
در این میان، پرسش مهمی مطرح است: اگر آیزنکوت به نخستوزیری اسرائیل برسد، سیاست او در قبال ایران چه تفاوتی با بنیامین نتانیاهو خواهد داشت؟ همچنین، تفاوت آیزنکوت و نتانیاهو درباره ایران از محورهای اصلی این گزارش است.
برای پیگیری لحظهبهلحظه مهمترین رویدادها، ما را در سایت PhoenixQ و شبکههای اجتماعی سابسکرایب و دنبال کنید.
اختلاف بر سر هدف نهایی جنگ
آیزنکوت سیزدهم اکتبر در مصاحبه با رادیو ارتش اسرائیل گفت: «سرنگونی حکومت ایران هدفی دستیافتنی نیست. قرار دادن آن در شمار اهداف عملیات اخیر اشتباه بود. این چیزی است که باید از درون مردم ایران شکل بگیرد.» دوم اکتبر نیز در مصاحبه با روزنامه اسرائیل هیوم تاکید کرد که سرنگونی حکومت از طریق حملات هوایی نباید هدف جنگ باشد.
البته او در گفتگو با شبکه ۱۲ اسرائیل که هفتم مارس پخش شد، گفته بود ایجاد شرایط برای سرنگونی حکومت ایران میتواند یک «هدف جانبی بسیار مطلوب» باشد. به عبارت دیگر، آیزنکوت مطلوببودن تغییر حکومت را از امکان تحقق آن از طریق حملات نظامی جدا میکند.
در مقابل، نتانیاهو بیستم اکتبر سرنگونی جمهوری اسلامی را «هدف اصلی» اسرائیل عنوان کرد و پیشتر در سوم سپتامبر گفته بود تحقق این هدف «در دسترس» است.
رویکرد آیزنکوت به برنامه هستهای ایران
آیزنکوت مخالف فشار نظامی بر ایران نیست. هفتم مارس در مصاحبه با شبکه ۱۲ اسرائیل، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «عادلانهترین جنگ چند دهه اخیر» توصیف کرد. ششم اکتبر نیز به تایمز آو اسرائیل گفت باید با واشنگتن برنامهای جامع برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و ایجاد نظام بازرسی سختگیرانه تدوین شود.
جروزالمپست سوم سپتامبر گزارش داد که آیزنکوت پیشنهاد ایجاد «منطقه هدفگیری» در اطراف محل نگهداری اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را مطرح کرده است. بر پایه این پیشنهاد، آمریکا باید هشدار دهد که هرگونه تلاش برای جابهجایی این مواد میتواند با حمله هوایی مواجه شود.
افزون بر این، آیزنکوت در اظهاراتی که ۲۶ اکتبر در اسرائیل هیوم منتشر شد، پیشنهاد کرد ورودی چهار مجموعه اصلی هستهای ایران بمباران و این مناطق تحت نظارت شبانهروزی قرار گیرند. به گفته او، این وضعیت باید تا دستیابی به توافق درباره خروج تمام اورانیوم غنیشده از ایران ادامه یابد.
برنامه موشکی، فشار اقتصادی و تفاوت در سبک دیپلماسی
آیزنکوت هفتم مارس مقابله با توان موشکی ایران را پس از برچیدن برنامه هستهای، دومین هدف اصلی جنگ معرفی کرد. سیزدهم اکتبر نیز تاکید کرد ضربه گسترده به برنامه موشکی و قطع ارتباط تهران با حزبالله باید از اهداف اصلی عملیات نظامی باشد. جروزالمپست گزارش داد که او در صورت رسیدن به نخستوزیری، خواهان ازسرگیری عملیات مخفی موساد در ایران و گسترش اهداف آن به برنامه موشکهای بالستیک خواهد بود.
در زمینه فشار اقتصادی، آیزنکوت ۲۴ اکتبر در مصاحبه با نیویورکپست از سیاست فشار حداکثری ترامپ بر ایران حمایت کرد و هشدار داد تهران در پی تبدیل شدن به «کره شمالی دیگری» است. در عین حال، اسرائیل هیوم گزارش داد که او از بازگشایی تنگه هرمز در چارچوب توافقی متمرکز بر حل مسئله هستهای حمایت میکند.
تفاوت دیگر دو سیاستمدار در سبک تعامل با واشنگتن است. به نوشته جروزالمپست، نتانیاهو تمایل بیشتری به مخالفت علنی با توافقهای نامطلوب دارد، در حالی که آیزنکوت احتمالا ترجیح میدهد اختلافات را در مذاکرات پشت پرده حل کند. با این حال، همین روزنامه تاکید کرده هر دو سیاستمدار در شرایط مشخص آماده حمله مجدد به ایران خواهند بود.
بنابراین، اختلاف اصلی آیزنکوت با نتانیاهو نه بر سر اصل استفاده از نیروی نظامی، بلکه بر سر هدف نهایی است. نتانیاهو سرنگونی جمهوری اسلامی را دنبال میکند، در حالی که آیزنکوت بر مهار توان هستهای و موشکی، عملیات پیشگیرانه و دستیابی به نتایج مشخص از طریق ترکیب فشار نظامی و توافق تمرکز دارد.
فارسی


















































