“آرش پارسا–تحلیلگر و پژوهشگر”
بازی ترامپ با تهران وارد لایههایی بسیار پیچیده و تودرتو شده است. این کشمکش دیگر تنها به تهدیدهای جنگی و لشکری پایان نمییابد. اکنون پهنههای دارایی، کشورداری و روانشناختی نیز به شدت درگیر این نبرد هستند. دونالد ترامپ به عنوان بازیگری پیشبینیناپذیر، نقش اصلی را در این کارزار ایفا میکند. او برخلاف سیاستمداران کهن، نگاهی کلاسیک به کارزار و نبرد ندارد. ترامپ پیش از هر چیز یک بازرگان و سوداگر بزرگ است. این نگاه باعث میشود او ابزارهای دارایی را سلاح اصلی خود بداند. او به جای شلیک گلوله، از بندآوریهای گسترده و فشارهای حداکثری بهره میگیرد. هدف او فرسودگی گامبهگام توان سرمایهای ایران در درازمدت است. او به دنبال راه انداختن یک جنگ لشکری بیمیانجی و پرهزینه نیست. ترامپ میخواهد پایههای پولی میهن را به لرزه درآورد.
محاصره دارایی و فشار بر زندگی مردم
ایالات متحده اکنون نوعی محاصره سرمایهای فراگیر علیه میهن ما به راه انداخته است. پیامدهای این فشار در گرانی افسارگسیخته و کاهش توان خرید مردم دیده میشود. سختیهای زندگی روزمره، جان شهروندان را به لب رسانده است. با این حال، این تراز و آرامشِ لرزان هرگز پایدار نخواهد ماند. تصمیمهای سپاه پاسداران میتواند این روند را به سوی درگیری رودررو بکشاند. پافشاریهای بیهوده و واکنشهای تند لشکری، خطر بزرگی برای آینده کشور دارد. کوچکترین لغزش در سنجش نیروها میتواند آتشی بزرگ در خاورمیانه بیفروزد. هرچند اکنون جنگی تمامعیار در کار نیست، اما سایه آن سنگینی میکند. مردم در این میان بیشترین آسیب را از این نبرد پنهان میبینند.
دگرگونیهای درونی و گزینههای جایگزین
داستانهای درونی قدرت را نیز نباید در این میان نادیده گرفت. احتمال وزش بادهای دگرگونی و ناآرامیهای بزرگ همواره در میان است. در بدنه فرمانروایی، برخی کسان توان همسویی با خواستههای جهان را دارند. اما این افراد به دلیل ترس از دست دادن جایگاه، دم نمیزنند. چهرههایی مانند حسن روحانی نمونهای از این دست کسان به شمار میروند. آنها آمیزهای از پیشینه کشورداری و ملاحظات امنیتی را با خود دارند. در سوی دیگر، نام رضا پهلوی نیز به عنوان یک جایگزین شنیده میشود. او با نگاهی همسو با باختر، در کمین نشسته تا نقشی ایفا کند. همین نکته لرزه بر اندام فرمانروایان فعلی انداخته است. از این رو، آنها به بسیج هواداران در خیابانها روی آوردهاند تا قدرت خود را نشان دهند.
«برای مطالعه تحلیلهای بیشتر، به بخش سیاسی وبسایت PhoenixQ مراجعه کنید.»
ابزار فشار برای رسیدن به پیمانی تازه
دونالد ترامپ نشان داده که در میانه راه هرگز عقبنشینی نمیکند. لشکرکشی آمریکا به خلیج پارس تنها برای آغاز یک نبرد نیست. این جابهجایی نیروها، ابزاری برای به کرسی نشاندن خواستههای واشینگتن است. ترامپ به دنبال رسیدن به یک پیمان سودمندتر برای منافع آمریکا میگردد. در این میان، بازی ترامپ با تهران فراتر از یک رویارویی ساده سیاسی است. این یک نبرد همهجانبه برای دگرگون ساختن رفتارهای فرمانروایان ایران است. تورم لجامگسیخته و ناامیدی همگانی، فشار سنگینی بر ساختار فرمانروایی وارد میکند. پیگیری سیاستهای تنشزا میتواند هزینههایی بسیار گران برای میهن داشته باشد. ایران برای گذر از این گرداب نیازمند بازنگری در تمام پیوندهای جهانی خود است.
فرجام این نبرد فرساینده
سرانجامِ این نبرد بزرگ و فرساینده هنوز در هالهای از ابهام است. اما یک نکته در این میان کاملاً روشن و بیپرده به نظر میرسد. ادامه این دشمنی، بدون در نظر گرفتن سود و زیان مردم، ویرانگر خواهد بود. این راه تنها به افزایش گرفتاریها و نابودی داراییهای ملی میانجامد. کشور به یک نگاه تازه در کشورداری و پیوند با جهان نیاز دارد. دوری از لجبازیهای لشکری میتواند راه را برای بهبود زندگی مردم باز کند. ایران نیازمند آرامش برای بازسازی پایههای لرزان دارایی و سرمایه خویش است. در غیر این صورت، میهن با بحرانهایی روبرو میشود که شاید راه بازگشتی نداشته باشند. زمان برای تصمیمهای بزرگ و میهنپرستانه به سرعت رو به پایان است.
فارسی



























































