“سردبیر: شاپور –ت”
راهبرد محاصره درازمدت ترامپ تنها یک کنش لشکری ساده نیست. واشینگتن از آغاز نبرد به دنبال کش دادن این درگیری فرساینده بود. آنها میخواهند اروپا را در برابر چشمان جهان خوار و کوچک کنند. ضعیف کردن اقتصاد چین، هدف اصلی این بازی بزرگ دارایی است. ترامپ بریتانیا را از کانون تصمیمگیریهای خاورمیانه بیرون میراند. او ارتش آمریکا را جایگزین نقش سنتی لندن در منطقه میکند. نزدیکی به پادشاهیهای عربی، بخشی از این نقشه پیچیده به شمار میرود. آمریکا قدرت لشکری خود را به رخ تمام رقیبان جهانی میکشد. هدف نهایی واشینگتن، دور کردن جمهوری اسلامی از توانمندی هستهای است. آنها میخواهند چیره دستی منطقهای تهران را به کلی نابود کنند. این مسیر، بخشی از یک برنامهریزی گسترده برای آینده جهان است.
بازی با مهرههای نفتی و فشار بر بازارهای جهانی
رویترز از گفتگوی پنهانی ترامپ با غولهای نفتی پرده برداشت. او آماده است تا این بندآوری دریایی را ماهها ادامه دهد. وال استریت جورنال این مسیر را گزینهای کمخطرتر برای آمریکا میداند. ترامپ به جای آغاز یک جنگ بزرگ، فشار دارایی را برگزید. او به دستیاران خود دستور داد برای محاصرهای طولانی آماده باشند. این تصمیم لرزه بر اندام بازارهای انرژی در سراسر جهان انداخت. بهای نفت برنت با جهشی ناگهانی به ۱۱۷ دلار رسید. شاخص نفت آمریکا نیز مرز ۱۰۴ دلار را پشت سر گذاشت. نگرانی از تداوم این وضعیت، خواب را از چشمان بازرگانان ربوده است. واشینگتن آگاهانه از ابزار انرژی برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرد.
تحقیر همپیمانان و بازگشت به دوران تکتازی
ترامپ در میهمانی شاه بریتانیا از پیشروی خوب ارتش سخن گفت. او با غرور، کارهای ارتش آمریکا در منطقه را ستود. این سخنان پیامی روشن برای لندن و دیگر همپیمانان دارد. آمریکا دیگر نیازی به شریکهای قدیمی برای اداره خاورمیانه نمیبیند. واشینگتن با طولانی کردن نبرد، اروپا را در تنگنای شدید انرژی قرار داد. این وابستگی، قدرت چانهزنی بروکسل را به شدت کاهش میدهد. از سوی دیگر، چین به عنوان بزرگترین خریدار انرژی آسیب میبیند. لرزان کردن پایههای تولید در پکن، اولویت نخست کاخ سفید است. ترامپ با این کار، رقیب اصلی خود را در شرق زمینگیر میکند.
انزوای منطقهای و مهار توان هستهای
هدف اصلی این راهبرد محاصره درازمدت، زمینگیر کردن جمهوری اسلامی است. آمریکا میخواهد تمام روزنههای درآمدی تهران را به کلی ببندد. این فشار بیمانند، توان ساخت سلاحهای پیشرفته را از میان میبرد. واشینگتن به دنبال خشک کردن ریشههای نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی است. نزدیکی بیسابقه به کشورهای عربی، دیواری بلند پیرامون ایران میکشد. این ائتلاف تازه، چیدمان قدرت در خلیج پارس را دگرگون میکند. ترامپ بر این باور است که محاصره، بهترین راه برای تسلیم است. او با این کار، بدون شلیک گلولههای بیشتر به اهدافش میرسد. جهان اکنون در برابر یک نظم نوین و خودخواهانه ایستاده است.
ادامه این بندآوری فرساینده، پایههای پیوندهای جهانی را به کلی ویران میکند. واشینگتن با این نیروآزمایی آشکار، نهادهای جهانی را به حاشیه رانده و از کار انداخته است. فرسودگی رقیبان و ناتوانی بازرگانی، تنها دستاورد این کارزار درازمدت برای مردمان زمین است. ترامپ به روشنی نشان داد که برای سود آمریکا، هیچ مرز و چارچوبی را به رسمیت نمیشناسد. او حتی پروایی از قربانی کردن پایداری دارایی و سرمایههای جهان ندارد.
اشغالگری داخلی و اسارت در بند قدرتهای بیگانه
در میان این طوفان سهمگین، میهن ما با سختترین آزمونهای تاریخ خویش روبروست. اکنون بسیاری بر این باورند که جمهوری اسلامی دیگر نه یک فرمانروایی ملی، بلکه نیرویی اشغالگر بر پیکره ایران است. این ساختار قدرت، پیوند خویش را با خواست مردم گسسته و تنها به ماندگاری خویش میاندیشد. ملت ایران در درازای تاریخ معاصر، همواره اسیر سیاستهای دولتهای اروپایی و آمریکا، به ویژه دموکراتها، بوده است. این بازیگران بینالمللی با اولویت دادن به منافع خود، مسیر آزادی و بالندگی ملی ما را به بند کشیدهاند.
آینده این پهنه در گرو بازیهای بزرگ و خطرناک لشکری است. این گزارش برتر به خوبی نشان میدهد که آشتی و آرامش، جایی در نقشههای واشینگتن ندارد. اکنون میدان تنها برای تاخت و تاز نیروهایی باز است که بهای برتریجویی خود را از جیب مردمان خاورمیانه میپردازند.
فارسی



























































