“سردبیر: شاپور –ت”
سرنوشت نهایی رژیم آخوندی اکنون با خون جوانان و سفرههای خالی مردم گره خورده است. ایران امروز در چنگال گروهی گرفتار شده که میهن را به اشغال خود درآوردهاند. شرایط زیستی مردم ایران به پایینترین سطح در تاریخ معین رسیده است. فقر و تنگدستی، ستونهای جامعه را به لرزه درآورد. با این حال، سردمداران این رژیم تنها به حفظ قدرت لرزان خود میاندیشند. آنها داراییهای کشور را برای جنگهای بیپایان در منطقه هزینه میکنند. سفرههای مردم روز به روز کوچکتر میشود. اما رژیم همچنان به موشکپرانی و ماجراجوییهای بیهوده ادامه میدهد. این اشغالگران هیچ پیوند قلبی با خاک پاک ایران ندارند.
طناب دار و هراس از خیزش ملی
رژیم برای مهار خشم فروخورده مردم، راهی جز کشتار حکومتی نمیشناسد. اعدامهای بیوقفه در زندانهای سراسر کشور نشاندهنده ترس عمیق حاکمان است. آنها با بدار آویختن معترضان میخواهند سایه وحشت را بر سر جامعه حفظ کنند. اما هر چوبه دار، خشم ملی را شعلهورتر میکند. این رژیم اشغالگر جان انسانها را ابزاری برای بقای سیاسی خود کرده است. نهادهای حقوق بشری بارها درباره این جنایتهای سازمانیافته هشدار دادند. اما گوش شنوایی در تهران برای این فریادهای جهانی وجود ندارد. سرکوب تنها ابزاری است که در جعبهابزار این حاکمان باقی مانده است.
بازی موش و گربه با قدرتهای جهانی
در پهنه سیاست خارجی، شاهد یک بازی نمایشی میان تهران و واشینگتن هستیم. آمریکا بارها رژیم را به پاسخی سخت تهدید کرد. اما در عمل، این تهدیدها بیشتر به یک بازی موش و گربه شباهت دارد. این بازیهای سیاسی تنها زمان را برای اشغالگران میخرد. رژیم از این فرصت برای پیشبرد برنامههای هستهای و لشکری خود بهره میبرد. از سوی دیگر، تحریمها فشار اصلی را بر دوش مردم کوچه و بازار انداخته است. سران رژیم در کاخهای خود از گزند کمبودها در امان هستند. این نمایشهای دیپلماتیک هیچ سودی برای ملت ایران به همراه ندارد. تنها فرجام این بازی، فرسودگی بیشتر زیرساختهای ملی ایران است.
سر فرود آوردن در میانه ویرانهها
در نهایت، سرنوشت نهایی رژیم آخوندی چیزی جز واگذاری قدرت نخواهد بود. این حاکمان زمانی سر فرود میآورند که دیگر چیزی از ایران باقی نمانده باشد. آنها تا آخرین لحظه به ویرانگری ادامه میدهند. اقتدار ایران در منطقه با سیاستهای اشتباه این رژیم به کلی نابود شد. دولتهای آینده با کشوری روبرو خواهند بود که داراییهای راهبردی خود را از دست داده است. بازسازی این ویرانهها دههها زمان خواهد برد. رژیم برای بقای چند روزه خود، آینده نسلهای بعدی را پیشفروش کرد. آنها در برابر فشار جهانی تسلیم میشوند، اما پس از نابودی کامل زیرساختهای کشور.
میراث سوخته برای فردای ایران
شکست این رژیم حتمی است، اما بهای آن بسیار سنگین خواهد بود. ویرانیهای اقتصادی و لشکری، باری گران بر دوش حکومت آینده است. نفوذ ایران در منطقه که میراثی کهن بود، اکنون به پایینترین سطح رسیده است. اشغالگران با سیاستهای خود، دوستان را به دشمن و دشمنان را به متجاوز تبدیل کردند. مردم ایران باید خود را برای دوران دشوار پس از فروپاشی آماده کنند. بازگرداندن جایگاه ایران در جهان نیازمند تلاشی همگانی و میهنپرستانه است. روز آزادی نزدیک است، اما راه بازسازی میهن بسیار ناهموار به نظر میرسد. تاریخ به یاد خواهد داشت که این رژیم چگونه ایران را به سوی پرتگاه برد.
فارسی



























































