پس از درگذشت حمید علیدوستی، بازیگر و فوتبالیست پیشین، ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، با موجی از حملات و واکنشهای منفی در شبکههای اجتماعی روبهرو شد. سوگواری او برای پدرش به عرصهای برای داوری، سرزنش و اهانت به عواطف شخصیاش تبدیل شد. این گزارش به موضوع حملات به ترانه علیدوستی در سوگ پدر میپردازد.
در همین حال، غیبت شماری از چهرههای سینما و فوتبال در مراسم سوگواری نیز پرسشبرانگیز بود. نهال موسوی، روزنامهنگار، با طرح این پرسش که «اینهمه سینماگر کجا بودند؟ چرا ترانه تنها بود؟» به غیبت همکاران او اشاره کرد. همچنین، حملات به ترانه علیدوستی در سوگ پدر از محورهای اصلی این گزارش است.
برای پیگیری لحظهبهلحظه مهمترین رویدادها، ما را در سایت PhoenixQ و شبکههای اجتماعی سابسکرایب و دنبال کنید.
نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، با یادآوری نقش ترانه علیدوستی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» از مقاومت او نوشت. مسیح علینژاد نیز با اشاره به فشارهایی که این بازیگر پس از اعتراض به حجاب اجباری تجربه کرده، نوشت: «ترانه، تو تنها حجاب را از سر برنداشتی؛ تو نقاب از چهره آنها دریدی. ما صدای تو هستیم.»
افزون بر این، ۶۶۴ کنشگر سیاسی، مدنی و فرهنگی با انتشار پیامی، درگذشت حمید علیدوستی را به دخترش تسلیت گفتند. در این پیام، از او بهعنوان چهرهای یاد شده که «فرهیختگی، اخلاق، فروتنی و استقلال شخصیت را با جایگاه ورزشی خود درآمیخته بود و تا پایان، وقار و اصالت خویش را حفظ کرد.»
قطبیشدن سیاسی و فرقهگرایی در سوگ
مهرداد درویشپور، جامعهشناس، حملات به ترانه علیدوستی را در چارچوب قطبیشدن سیاسی و گسترش فرهنگ خشونت تحلیل میکند. به باور او، در چنین فضایی حتی سوگ و فقدان نیز از منازعات سیاسی تأثیر میپذیرد و همدلی افراد به تعلقات گروهی محدود میشود.
درویشپور این پدیده را «فرقهگرایی در سوگ» مینامد. او میگوید: «این فرقهها اگر فردی از گروه مقابل کشته شود یا با مصیبتی روبهرو شود، ممکن است هیچ احساس همدردی انسانی نشان ندهند؛ حتی با شقاوت به او یا نزدیکانش حمله کنند.»
این جامعهشناس تأکید میکند که سوگ، انسان را در آسیبپذیرترین موقعیت قرار میدهد. در چنین شرایطی، اختلافهای سیاسی نباید مانع رعایت حرمت انسانی شوند.
درویشپور حملات به ترانه علیدوستی را صرفاً واکنشی شخصی نمیداند. به باور او، جایگاه این بازیگر در جنبش «زن، زندگی، آزادی» بخشی از زمینه سیاسی این حملات است. او میگوید: «حملات به ترانه علیدوستی را نباید هجوم به یک فرد دانست؛ هم جمهوری اسلامی و هم راست افراطی کوشیدهاند صدای زنانه و فمینیستی این جنبش را به حاشیه برانند.»
این جامعهشناس همچنین مسئولیت اصلی این وضعیت را متوجه ساختار سیاسی حاکم میداند و میگوید: «حکومتی که فرهنگ بیرحمی را درونی کرده، نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه پس از ۴۷ سال با رواداری و همدلی رفتار کند.»
پیام ۶۶۴ کنشگر؛ واکنشی در برابر خشونت
هانیه بختیار، پژوهشگر ادبیات و یکی از امضاکنندگان پیام تسلیت، میگوید این پیام فراتر از ابراز همدردی بود. به گفته او: «میخواستیم در لحظهای که او با فقدان پدرش روبهروست، بگوییم کسانی هستند که برای استقلال رأی و شجاعت ایستادگیاش احترام قائلاند.»
بختیار وضعیت جامعه ایران را آکنده از سوگ، ناامیدی و بحرانهای پیدرپی توصیف میکند. او معتقد است نفرتهای پراکنده فردی میتوانند به ابزاری در دست جریانهای قدرتطلب تبدیل شوند: «نفرت دیگر واکنشی طبیعی نیست، بلکه محصول دستگاهی است که واقعیت را مطابق اهداف خود بازسازی میکند.»
از نگاه بختیار، مرز میان نقد مواضع سیاسی یک فرد و تعرض به عواطف او، انسانیت است. او تأکید میکند: «میتوان با اندیشهای مخالف بود و نقد کرد، بیآنکه رنج شخصی، خانواده و عواطفش را به میدان جنگی غیراخلاقی کشاند.»
درویشپور نیز پیام جمعی کنشگران را نشانه تداوم صدایی میداند که بر تساهل و همدلی تأکید دارد. او میگوید: «این اتفاق نشان میدهد که صدای دموکراتیک، صدای تساهل و مدارا همچنان زنده و فعال است.» به باور او، این صدا پاسخ رفتارهای آزارگرانه را از جنس ناسزاگویی متقابل نمیدهد، بلکه میکوشد با روشهای انسانی فرهنگسازی کند.
فارسی























































