در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد نهمین ماه خود شده است. تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به این جنگ بار دیگر شدت گرفته، اما اختلافها همچنان پابرجاست. اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران، تحریمها و امنیت تنگه هرمز مانع اصلی دستیابی به توافق است. این گزارش به موضوع روابط ایران و آمریکا پس از انتخابات میپردازد.
گره اصلی مذاکرات، ترتیب تعهدات طرفین است. واشنگتن میخواهد برنامه هستهای از همان ابتدا روی میز مذاکره باشد. تهران در مقابل، رفع محاصره اقتصادی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده را مقدم میداند. همچنین، روابط ایران و آمریکا پس از انتخابات از محورهای اصلی این گزارش است.
برای پیگیری لحظهبهلحظه مهمترین رویدادها، ما را در سایت PhoenixQ و شبکههای اجتماعی سابسکرایب و دنبال کنید.
سه تحلیلگر به بررسی هشت عامل کلیدی در این بحران پرداختهاند. این سه نفر عبارتند از: امید معماریان، تحلیلگر ارشد ایران در موسسه Dawn در واشنگتن؛ لیلا مروتی، تحلیلگر سیاسی ساکن فنلاند؛ و بابک رضایی دریاکناری، دانشیار روابط بینالملل در دانشگاه Leiden هلند.
نتیجه انتخابات آمریکا و تأثیر آن بر سیاست ترامپ
انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر بر محاسبات سیاسی واشنگتن سایه انداخته است. هنوز مشخص نیست ترامپ اقدام نظامی شدیدتر، توافق سیاسی یا ادامه فشار اقتصادی را انتخاب خواهد کرد.
معماریان به دویچه وله فارسی میگوید پیروزی دموکراتها باعث میشود ترامپ تمرکز بیشتری روی موضوعات داخلی داشته باشد. همچنین هزینههای جنگ زیر ذرهبین کمیتههای تحقیقاتی کنگره قرار خواهد گرفت. با این حال، ترامپ میتواند جنگ با ایران را در قالب حملات محدود ادامه دهد.
رضایی دریاکناری نیز میگوید: «رئیسجمهور آمریکا در سیاست خارجی و هدایت عملیات نظامی اختیار گستردهای دارد. بنابراین شکست جمهوریخواهان لزوماً مانع حملات تازه نمیشود.»
بنبست سیاسی در اسرائیل و بحران هستهای
تغییر دولت در اسرائیل از عوامل تأثیرگذار بر سرنوشت جنگ است. بلوک بنیامین نتانیاهو از کسب اکثریت لازم بازمانده و انتخابات ۲۷ اکتبر به بنبست سیاسی منجر شده است. معماریان این برهه را «شکنندهترین و پرخطرترین» بازه زمانی میداند.
او توضیح میدهد که تغییر دولت، سیاست اسرائیل در قبال ایران را بهطور جدی تغییر نخواهد داد. با این وجود، فردی مثل آیزنکوت ممکن است هماهنگی بیشتری با واشنگتن داشته باشد.
در زمینه بنبست هستهای، معماریان میگوید آمریکا میخواهد مذاکرات با تمرکز بر برنامه هستهای آغاز شود و از همان ابتدا امتیاز بگیرد. در مقابل، خواست ایران برداشتن محاصره اقتصادی و سپس شروع مذاکرات هستهای است. مروتی نیز برنامه هستهای را «گره اصلی» میداند و میگوید جمهوری اسلامی آن را ابزار چانهزنی میبیند.
تنگه هرمز، حوثیها و میانجیگران منطقهای
تنگه هرمز ماههاست صحنه رویارویی نظامی ایران و آمریکاست. حدود ۲۰ درصد از نفت مورد نیاز جهان پیش از جنگ از این آبراه عبور میکرد که اکنون به شدت کاهش یافته است. معماریان معتقد است محدودیت در تنگه هرمز بهتنهایی عامل تشدید جنگ نیست و هر موضوعی میتواند بهانهای برای حمله باشد.
در مورد حوثیها، معماریان میگوید آنها از نظر ایدئولوژیک به ایران نزدیکند، اما ریشه مبارزهشان «کاملاً داخلی و ارگانیک» است. از سوی دیگر، رضایی دریاکناری میگوید حملات حوثیها میتواند هم جنگ را گسترش دهد و هم ائتلافسازی علیه جمهوری اسلامی را شتاب دهد.
در همین حال، نگاهها به قطر، عمان، پاکستان و عربستان سعودی دوخته شده است. معماریان میگوید این کشورها نهتنها خواهان پایان جنگند، بلکه میخواهند نقش مؤثری در ترتیبات منطقهای آینده داشته باشند.
فشار اقتصادی و چشمانداز مذاکرات
در نهمین ماه جنگ، نفت گرانتر، دریاها ناامنتر و اقتصادها فرسودهتر شدهاند. مروتی میگوید: «اقتصاد، پاشنه آشیل تمام طرفهای درگیر در این جنگ است.» به گفته او، قیمتهای انرژی به عاملی برای فشار بر دولت آمریکا تبدیل شدهاند.
معماریان میگوید هزینههای جنگ طرفین را به سمت مصالحه سوق میدهد. در عین حال، هر طرف گمان میکند با تحمیل هزینه بیشتر به طرف مقابل، قدرت چانهزنی خود را افزایش میدهد. این رویکرد میتواند به فرسایشی شدن جنگ منجر شود.
رضایی دریاکناری تأکید میکند تنها راه واقعبینانه جلوگیری از دور تازه جنگ، «چرخشی اساسی در سیاست جمهوری اسلامی» است. او میافزاید جمهوری اسلامی با انتخابی روبهروست که هم ادامه رویارویی و هم عقبنشینی بنیادی برای بقایش پرهزینه است.
سوم نوامبر پایان یک رقابت انتخاباتی است. اینکه این تاریخ آغاز مذاکره باشد یا دور تازهای از جنگ، هنوز مشخص نیست.
فارسی





















































