“سردبیر: شاپور –ت”
معمای قدرت ترامپ اکنون در هشتادمین سالروز تولد او، وارد فاز تازهای شده است. دونالد ترامپ با آغاز نبردهای اخیر، نه فقط به دنبال تغییر سیاستهای تهران، بلکه در پی بازسازی نظم جهانی به نفع واشینگتن بود. او با ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی، فشارهای اقتصادی سنگینی بر چین و اروپا وارد کرد. در واقع، او رقبای خود را به وابستگی بیشتر به ایالات متحده وادار کرد. این رویکرد، بخشی از یک استراتژی کلان برای تسلط مطلق بر بازارهای جهانی است و ایران را به مثابه صفحهای برای شطرنجِ قدرتهای بزرگ میبیند.
شکست فرصتهای تاریخی برای ملت ایران
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در بزنگاههای تاریخی، -بخصوص پس از مرگ خامنهای- مردم ایران برای تغییر سرنوشت خود آماده بودند. با این حال، آمریکا و اسرائیل و جریانهای نفوذی با شعار «الان وقتش نیست»، عملاً مسیر پیروزی مردم را مسدود کردند. این مداخلاتِ عامدانه، به بقای ساختار حاکم کمک کرد و اجازه نداد ملت ایران به حقِ حاکمیت خود برسد. امروزه، جمهوری اسلامی بیش از یک دولت، به یک ایدئولوژی اشغالگر تبدیل شده است که منافع این سرزمین را برای پیشبرد خواستههای خود میبلعد. این ایدئولوژی با گروگان گرفتن آینده ایران، تنها به دنبال بقای خود در صحنه بینالمللی است.
بازی با اورانیوم و سناریوی دور جدید تقابل
استراتژی فعلی واشینگتن، خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران برای خلع سلاحِ راهبردی کشور است. ترامپ میخواهد با این اقدام، راه را برای فشارهای بعدی خود هموار کند. او به خوبی میداند که خروج این مواد، دست جمهوریاسلامی را در چانهزنیهای آتی خالی میگذارد تا پس از آن، دوباره پروندههای امنیتی را باز کند. در حقیقت، بازی با خون جوانان ایرانی بخشی از یک سناریوی بزرگتر برای تخلیه توان دفاعی جمهوریاسلامی است. ترامپ با این بازیِ دوگانه، سعی دارد اورانیوم را خارج کند و سپس با دستانِ خالیِ جمهوریاسلامی، جنگی دیگر را با هزینهای ناچیز آغاز کند.
پیمان ابراهیم و مهندسی جدید منطقهای
ترامپ همچنان در پی تحقق اهداف دیگری در منطقه است که نفوذ ایران را به حداقل میرساند. او میخواهد کشورهای عربی را از طریق پیمان ابراهیم به گارد محافظ منافع آمریکا تبدیل کند. در این نقشه، ایران تنها به عنوان یک مهره سوخته و هزینهپرداز دیده میشود. این پیمان، معادلات امنیتی خاورمیانه را به نفع واشینگتن تغییر میدهد. در این میان، مردم ایران باید بهای سنگین این مهندسی قدرت را با آینده خود بپردازند.
رهبر جدید و سودای توافقهای خفتبار
شواهد حاکی از آن است که رهبر جدید در ساختار ایران، مهرهای برای امضای توافقهای نهایی است. ترامپ تلاش میکند تا با تحت فشار گذاشتن این مهره، امتیازات بیشتری بگیرد. این بازیِ سیاسی، تنها عمر جمهوری اسلامی را برای مدتی کوتاه طولانیتر میکند. مردم ایران نباید فریب این توافقهای نمادین را بخورند. در نهایت، این ایدئولوژی اشغالگر به دنبال راهی برای بقا در میان طوفانهای جهانی است.
بهای سنگین مردم برای منافع جهانی
پرسش اساسی این است که مردم ایران تا کجا باید هزینه منافع آمریکا و اروپا را بپردازند؟ ترامپ در معمای قدرت ترامپ به ایران تنها به عنوان یک قربانی در شطرنج بزرگ جهانی نگاه میکند. ملت ایران همچنان در میان فشارهای داخلی و بازیهای سرد بینالمللی گرفتار مانده است. تا زمانی که این ایدئولوژی اشغالگر از درون فرو نپاشد، مسیر ایران همچنان پرچالش باقی میماند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه کسانی با سرنوشت یک ملت کهن قمار کردند. امروز، ارادهی ملت، قربانیِ چانهزنیهای پنهانی شده است که تنها راهِ عبور از آن، آگاهی از این بازیِ بزرگ است.
فارسی





























































