تخریب کلیسای مشهد در روزهای اخیر موج گستردهای از واکنشها را ایجاد کرد. این رویداد بار دیگر وضعیت شکننده میراث فرهنگی و حقوق اقلیتهای مذهبی در ایران را به مرکز توجه آورد. بسیاری از کارشناسان معتقدند تخریب کلیسای مشهد تنها نابودی یک ساختمان قدیمی نیست. بلکه این اتفاق نشانه روندی گستردهتر در حذف تدریجی نمادهای تاریخی مربوط به اقلیتهای دینی محسوب میشود.
براساس گزارشهای منتشر شده، عملیات تخریب در نخستین ساعات ۱۴ خرداد آغاز شد. بولدوزرها در تاریکی شب وارد محل شدند و بخش اصلی بنا را ویران کردند. این کلیسا در خیابان جنت مشهد قرار داشت. همچنین این ساختمان از آثار تاریخی دوره پهلوی اول به شمار میرفت. این بنا در سال ۱۳۸۴ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. با این حال اکنون تقریباً چیزی از آن باقی نمانده است.
حضور تاریخی مسیحیان در مشهد
جامعه مسیحی در مشهد سابقهای طولانی دارد. براساس اسناد تاریخی، گروههای میسیونری از سال ۱۹۱۱ فعالیت خود را آغاز کردند. آنها در ادامه مراکز درمانی و آموزشی متعددی تأسیس کردند. برای نمونه بیمارستان آمریکایی مشهد یکی از شناختهشدهترین این مراکز بود. شهروندان با باورهای مختلف از خدمات آن استفاده میکردند. بنابراین حضور مسیحیان بخشی از تاریخ اجتماعی این شهر محسوب میشود.
با این وجود، شرایط آن دوره همیشه آرام نبود. از یک سو فشارهایی علیه نوکیشان مسیحی دیده میشد. از سوی دیگر برخی روحانیون مسلمان گفتوگوهای مذهبی با میسیونرها داشتند. در نتیجه روابط میان گروههای مذهبی ترکیبی از تنش و تعامل بود. همین مسئله نشان میدهد تاریخ مذهبی مشهد ساختاری پیچیده داشته است.
«هیچ خبر مهمی را از دست ندهید؛ با PhoenixQ همراه بمانید.»
کلیسایی فراتر از یک ساختمان مذهبی
فعالان فرهنگی تأکید دارند این کلیسا فقط یک عبادتگاه نبود. در واقع این ساختمان بخشی از حافظه جمعی شهر مشهد به شمار میرفت. بسیاری از شهروندان این بنا را به عنوان یکی از نشانههای هویت تاریخی شهر میشناختند. حتی برخی رسانههای داخلی نیز به همین موضوع اشاره کردهاند. به همین دلیل تخریب آن واکنشهای گستردهای ایجاد کرد.
علاوه بر این، گزارشها نشان میدهد این کلیسا در دوران جنگ ایران و عراق نقش اجتماعی مهمی داشت. در آن دوره از مسیحیان جنگزده حمایت میشد. همچنین خدمات انسانی و رفاهی مختلفی ارائه میکرد. سالها پیش نیز تلاشهایی برای آسیب زدن به ساختمان انجام شد. اما آن اقدام در همان زمان متوقف شد.
مصادره پس از انقلاب و آغاز محدودیتها
پس از انقلاب ۱۳۵۷ شرایط این کلیسا تغییر کرد. احکام قضایی دهه ۱۳۶۰ مالکیت آن را از جامعه مسیحی گرفت. در ادامه اعضای کلیسا مجبور به ترک محل شدند. سپس مدیریت مجموعه به نهادهای دیگر واگذار شد. از همان زمان آینده این ساختمان تاریخی در هالهای از ابهام قرار گرفت.
کارشناسان میراث فرهنگی میگویند خروج آثار تاریخی از ثبت ملی یک مشکل جدی است. برخی مالکان برای حذف محدودیتهای قانونی اقدام میکنند. سپس پرونده را به دیوان عدالت اداری میبرند. زیرا تا زمانی که یک بنا ثبت ملی باشد، امکان تخریب آزادانه وجود ندارد. بنابراین حذف ثبت ملی نخستین گام برای نابودی چنین بناهایی است.
پیگیری قضایی و تردید کارشناسان
اداره میراث فرهنگی خراسان رضوی اعلام کرده که پرونده تخریب کلیسای مشهد را دنبال میکند. مسئولان از پیگرد عاملان این حادثه خبر دادهاند. با این حال بسیاری از تحلیلگران نسبت به نتیجه این روند تردید دارند. گزارشها نشان میدهد مالک فعلی ساختمان به یک نهاد امنیتی وابسته است. از همین رو برخی کارشناسان احتمال برخورد مؤثر را پایین میدانند.
در سالهای گذشته نمونههای مشابه دیگری نیز دیده شد. ابتدا ساختمان تاریخی تخریب شد. سپس پروژههای تجاری یا مسکونی جای آن را گرفتند. در نهایت تمام نشانههای تاریخی از میان رفتند. به همین دلیل فعالان میراث فرهنگی نسبت به تکرار این روند هشدار میدهند.
حذف نمادهای مسیحی از فضای عمومی
برخی ناظران این رویداد را یک حادثه منفرد نمیدانند. آنها معتقدند سیاستی گستردهتر در جریان است. هدف این روند کاهش حضور نمادهای تاریخی مسیحیت در فضای عمومی ایران عنوان میشود. با این حال باید میان ایران به عنوان یک تمدن تاریخی و جمهوری اسلامی به عنوان ساختار سیاسی حاکم تفاوت قائل شد. ایران میراثی متنوع و چندفرهنگی دارد. اما برخی سیاستهای حکومتی این تنوع تاریخی را محدود میکند.
کارشناسان به نمونههای مشابه نیز اشاره میکنند. تخریب کلیسای ادونتیست تهران یکی از این موارد است. آسیب به بناهای وابسته به جامعه مسیحی در شهرهای دیگر نیز گزارش شده است. در نتیجه نگرانیها درباره آینده آثار تاریخی اقلیتهای مذهبی افزایش یافته است. در نهایت بسیاری تأکید دارند حفظ این آثار یعنی حفاظت از تاریخ مشترک ایران.
فارسی





























































