“سردبیر: شاپور –ت”
پرسش اصلی درباره راز ۲۱ ساعت گفتگو این است که چرا علیرغم پافشاری بر مواضع قبلی، این نشست طولانی شد. تحلیلگران میپرسند اگر توافقی در کار نبود، دیپلماتها تمام این زمان را صرف چه موضوعی کردند. برخی ناظران معتقدند بسیاری از این مانورها صرفاً جنبه نمایشی و دکور دیپلماتیک دارند. آنها میگویند شاید توافق اصلی در سطوح دیگری نهایی شده و این جلسات تنها برای مدیریت افکار عمومی است. با این حال، تداوم گفتگوها نشان میدهد که طرفین هنوز برای اعلام شکست قطعی آمادگی ندارند. شاید این ماراتن طولانی، تلاشی برای خرید زمان جهت هماهنگیهای داخلی در دو کشور باشد.
قالیباف و نبرد با تندروها؛ دیپلماسی در جستجوی قدرت داخلی
یکی از فرضیات مهم، نقش محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس هیئت مذاکرهکننده در این ماراتن دیپلماتیک است. شاید قالیباف به دنبال زمان بیشتری است تا مخالفان داخلی توافق را به عقب براند. او با طولانی کردن مذاکرات میخواهد به تندروها بفهماند که هزینه عدم توافق، نابودی تمام داشتههاست. برخی تحلیلگران او را کاتالیزوری میبینند که قصد دارد قدرت خود را برای حذف جریانهای رادیکال تثبیت کند. این استراتژی میتواند راه را برای تغییرات ساختاری در آینده سیاسی کشور هموارتر سازد. او تلاش میکند تا با نشان دادن سختی مذاکرات، پذیرش توافق را برای کانونهای قدرت در تهران تسهیل کند.
استراتژی واشینگتن؛ توجیه صلح برای مخالفان و افکار عمومی
ایالات متحده نیز در این میان انگیزههای خاص خود را برای طولانی کردن گفتگوها دارد. واشینگتن میخواهد به دنیا و مخالفان جمهوری اسلامی ثابت کند که تمام راههای دیپلماتیک را آزموده است. آنها با نمایش یک مذاکره سخت و ۲۱ ساعته، ادعا میکنند که چاره دیگری جز توافق باقی نمانده بود. این رویکرد به دولت ترامپ کمک میکند تا هزینههای سیاسی سازش با تهران را در داخل کشورش کاهش دهد. در واقع، این ماراتن پیامی روشن برای متحدان منطقهای آمریکا مبنی بر جدیت در مهار تنشها دارد. بنابراین، زمان صرف شده در اسلامآباد، بخشی از یک پروژه بزرگتر برای مشروعیتبخشی به نتایج احتمالی است.
تنگه هرمز و جزئیات فنی؛ جایی که زمان متوقف شد
بر اساس گزارشهای درز کرده، بخش بزرگی از راز ۲۱ ساعت گفتگو به موضوعات جدید و پیچیده اختصاص یافت. موضوع امنیت تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم غنیسازی شده، ساعتها وقت مذاکرهکنندگان را به خود اختصاص داد. طرفین بر سر جزئیات فنی و تضمینهای اجرایی که پیشتر مطرح نشده بود، چانه زنیهای سنگینی انجام دادند. سخنگوی وزارت خارجه نیز تایید کرد که موضوعات جدید، پیچیدگیهای کار را چندین برابر کرده است. این جلسات طولانی نشان داد که شیطان همواره در جزئیات است و تفاهم بر سر کلیات کافی نیست. حتی اگر مواضع اصولی تغییر نکرده باشد، چیدمان مهرهها در زمین بازی جدید زمانبر است.
آینده مبهم آتشبس؛ آیا دیپلماسی اسلامآباد زنده میماند؟
در نهایت، ماراتن اسلامآباد بدون خروجی ملموس به پایان رسید اما درهای گفتگو همچنان نیمهباز ماند. هر دو طرف برای مدیریت بحرانهای داخلی و بینالمللی خود به این فضای خاکستری نیاز دارند. جمهوری اسلامی و آمریکا فعلاً از تشدید تنش تمامعیار پرهیز میکنند و به آتشبس شکننده دل بستهاند. شاید اسلامآباد تنها ایستگاهی برای بازتعریف قواعد درگیری میان دو قدرت باشد. روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا این ۲۱ ساعت، بذری برای صلح بود یا تنها آرامش پیش از طوفان. حقیقت هر چه باشد، این ماراتن بخشی از تاریخ پیچیده روابط دو کشور باقی خواهد ماند.
فارسی




























































