“سردبیر: شاپور –ت”
خاورمیانه بار دیگر در نقطهای پرخطر قرار دارد. تنشهای فزاینده میان ایران و اسرائیل تهدیدی جدی برای امنیت منطقهای است. عواملی چون برنامه هستهای و موشکی جمهوریاسلامی، شبکه نیروهای نیابتی گسترده و بحرانهای عمیق داخلی، منطقه را در وضعیتی شکننده و مستعد درگیری قرار دادهاند.
ریشههای نظامی و منطقهای تنش
رقابت جمهوریاسلامی و اسرائیل تهدید اصلی امنیتی است. این تنش دو دهه اخیر را شامل میشود. برنامه موشکی جمهوریاسلامی پیشرفته است. این موشکها توانمندی برد بلند دارند. برنامه هستهای جمهوریاسلامی بحثبرانگیز است. این برنامهها فشار ژئوپلیتیک بر اسرائیل و متحدانش وارد کرده است. پیشرفت هستهای جمهوریاسلامی تعادل امنیتی را برهم میزند. این وضعیت خطر مسابقه تسلیحاتی را افزایش میدهد.
شبکه نیابتی جمهوریاسلامی در منطقه فعال است. این شبکه شامل حزبالله، حماس و شبهنظامیان یمن است. نیابتها ابزاری برای گسترش نفوذ منطقهای جمهوریاسلامی هستند. آنها مقابله نامتقارن با تهدیدات را ممکن میکنند. این استراتژی به جمهوریاسلامی قدرت مانور میدهد. اما ثبات منطقهای را به شدت کاهش داده است. خطر درگیریهای غیرقابل کنترل تشدید میشود.
بحران داخلی و ضریبدهی به خطر درگیری
پیچیدگی وضعیت کنونی چندوجهی است. این وضعیت تنها ناشی از عوامل خارجی نیست. بحران عمیق داخلی ایران نیز منشأ این پیچیدگی است. نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی رو به افزایش است. تورم و فساد مالی گسترده نارضایتی ایجاد کرده است. محدودیتهای اجتماعی شدید نیز مزید بر علت است. سرکوب سیاسی مداوم، فشار مضاعفی بر حاکمیت وارد کرده است.
حکومت به سرکوب خشونتآمیز اعتراضات مردمی دست زده است. این سرکوب شامل بازداشت گسترده معترضان میشود. ضرب و جرح و کشتار معترضان نیز گزارش شده است. این اقدامات نه تنها یک بحران حقوق بشری است. بلکه امنیت داخلی کشور را به شدت تضعیف میکند. این وضعیت خطر ماجراجوییهای خارجی دولت را افزایش میدهد. هدف از این ماجراجوییها، انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی است. در نتیجه، بحران داخلی ایران به تنشهای خارجی گره خورده است. این همبستگی، منطقه را در یک چرخه پرخطر بیثباتی قرار داده است.
آیا درگیری مستقیم اجتنابناپذیر است؟
در حالی که جنگ تمامعیار ایران و اسرائیل هنوز قطعی نیست، ترکیب قدرت نظامی، نفوذ نیابتی و بیثباتی داخلی، منطقه را در لبه پرتگاه قرار داده است. در این شرایط، هرگونه اشتباه محاسباتی، سوءتفاهم یا حادثه ناخواسته، میتواند به سرعت به یک درگیری مستقیم و فاجعهبار منجر شود.
راهکارهای جامع برای صلح و ثبات
برونرفت از این وضعیت مستلزم یک رویکرد جامع و چندجانبه است که فراتر از راهکارهای نظامی صرف باشد:
-
دیپلماسی و نظارت: احیای دیپلماسی فعال بینالمللی همراه با نظارت دقیق و سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران برای ممانعت کامل از دستیابی به سلاح هستهای.
-
مهار منطقهای: تلاشهای هماهنگ منطقهای و بینالمللی برای کاهش نفوذ نظامی و فعالیتهای نیروهای نیابتی ایران که مخل ثبات هستند.
-
تمرکز بر مردم ایران: جامعه بینالملل باید توجه خود را به بحرانهای داخلی معطوف کند و از حقوق مردم برای اعتراض مسالمتآمیز حمایت نماید تا حکومت به سرکوبهای خشونتآمیز پایان دهد.
-
حکمرانی شایسته: در نهایت، تغییر رژیم و جایگزینی مدیران شایسته، دانا، باسواد و وطندوست که به شکل شفاف و مسئولانه به بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور بپردازند، تنها راهکار پایدار برای ایجاد ثبات دائمی در ایران و متعاقباً در کل خاورمیانه است.
تنها با تلفیقی از کنترل تسلیحات، دیپلماسی هوشمندانه، و اصلاحات داخلی که زمینهساز ظهور یک حکمرانی پاسخگو باشد، میتوان خاورمیانه را از لبه جنگ نجات داد و مسیر صلح و ثبات واقعی را هموار کرد.
فارسی



























































