“سردبیر: شاپور –ت”
افشای گسترده استفاده مقامات، فعالان وابسته و حتی چهرههای به ظاهر مستقل از «سیمکارتهای سفید» یک بار دیگر پرده از نفاق ساختاری نظام حاکم برداشت. «اینترنت طبقاتی» که سالها بهعنوان یک رانت زیرپوستی عمل میکرد، اکنون رسماً تبدیل به شاهدی علیه تبعیض سیستماتیک شده است. اما این پدیده نباید صرفاً یک فساد مالی تلقی شود؛ اینترنت سفید ستون فقراتی برای پیشبرد اهداف امنیتی کلان، شامل ایجاد ارتش سایبری، خرید وفاداریها و سرکوب هدفمند آزادیخواهان است. این رانت، ابزار اصلی برای مدیریت فضای مجازی و خاموش کردن هرگونه صدای اصیل محسوب میشود.
ورشکستگی اخلاقی و نقض حقوق بنیادین
توزیع این رانت آشکارا با اصول حقوقی و اخلاقی جامعه در تعارض است. از یک سو، اکثریت قاطع مردم ایران با پرداخت هزینههای گزاف فیلترشکن، ناچار به تحمل سرعت پایین و اختلال در دسترسی به شبکه جهانی هستند. از سوی دیگر، گروهی برگزیده از این محدودیتها معاف میشوند. این وضعیت، مفهوم «حق همگانی» دسترسی به اطلاعات را به یک امتیاز ویژه تبدیل میکند. اینترنت طبقاتی، در عمل، زیر پا گذاشتن اصل برابری شهروندان در مقابل قانون است. بدین ترتیب، حکومت با دست خود، مفهوم «شهروند برابرتر» را در یک حوزه حیاتی نهادینه میسازد. این رانت، صداقت دستگاه حاکم در قبال شهروندان را کاملاً زیر سؤال میبرد.
تشکیل ستون فقرات ارتش سایبری
بررسیها نشان میدهد یکی از اهداف محوری توزیع خطوط سفید، ایجاد و تقویت یک «ارتش سایبری» منسجم است. این ارتش، شامل افراد ناشناس و حسابهای وابسته به نهادهای امنیتی است. ارتش سایبری وظیفه انجام «جنگ شناختی» را بر عهده دارند. با دسترسی بدون محدودیت، این نیروها میتوانند:
۱. مدیریت متمرکز: در لحظات حساس، تحت یک فرماندهی واحد، عملیات هماهنگ انتشار پیامهای حکومتی و تخریب چهرههای مخالف را به اجرا درآورند.
۲. جعل روایت: با ایجاد فضاهای کاذب و هدایت بحثهای سیاسی، افکار عمومی را منحرف سازند و کاربران واقعی را دچار خطای تشخیصی کنند.
۳. حضور بینالمللی: این خطوط سفید، امکان حضور پرقدرت و بدون پرچم را در شبکههای جهانی فراهم میآورد تا بتوانند در کارزارهای خارجی (مانند آنچه در حمایت از استقلال اسکاتلند دیده شد*) نقشآفرینی کنند.
بدون دسترسی دائم و بدون فیلتر، سازماندهی چنین ارتشی عملاً ناممکن است. اینترنت طبقاتی، پُل ارتباطی این نیروهای سایبری است.
خرید وفاداری و سرسپردهسازی نخبگان
شاید یکی از مخربترین ابعاد این پدیده، استفاده از آن برای «خرید وفاداری» یا «سرسپردهسازی» باشد. اعطای امتیاز دسترسی بدون فیلتر به خبرنگاران، فعالان رسانهای و حتی اساتید دانشگاهی، یک روش کمهزینه و پربازده برای تضمین سکوت یا تغییر موضع آنهاست.
فردی که به این رانت دست مییابد، ناخودآگاه خود را مدیون و متعهد به حفظ وضع موجود میداند. این روش، منتقدان سابق را به ابزاری برای ترویج نرم تبدیل میکند. در نتیجه، بسیاری از صداهای منتقد خاموش میشوند و به جای آن، وفاداریهای تضمینشده در فضای مجازی افزایش مییابد. این سیستم نفاق، نه تنها صداها را سرکوب میکند، بلکه وجدانهای افراد را نیز هدف قرار میدهد و به نهادینهسازی فساد اخلاقی دامن میزند. این روش، خروج از مدار قدرت را بسیار پرهزینه و دشوار میسازد.
پیامدهای اقتصادی و ضرورت لغو فوری
اینترنت طبقاتی ضربهای مهلک به اقتصاد دیجیتال و اکوسیستم استارتاپی کشور وارد میکند. وقتی اکثریت کارآفرینان و توسعهدهندگان به دلیل فیلترینگ دچار اختلال هستند، اما عدهای معدود از دسترسی نامحدود برخوردارند، رقابت عادلانه از بین میرود. این تبعیض، مانعی جدی در مسیر پیشرفت و توسعه دیجیتال کشور است.
در پایان، افشای «خطوط سفید» در واقع افشای یک «توطئه» سازمانیافته علیه آزادیهای بنیادین و اصول دموکراتیک جامعه است. این ابزار، تنها قسمتی از رانتهای گسترده امنیتی-سیاسی است که هدفش تثبیت یک نظام نابرابر است. لغو فوری و کامل سیمکارتهای سفید، نه تنها یک مطالبه حقوقی، بلکه اولین گام برای بازسازی اعتماد عمومی و مقابله با فساد امنیتی است. دولت باید با لغو کامل این آپارتاید دیجیتال، آزمون بزرگی را با موفقیت پشت سر بگذارد.
,
فارسی



























































