“سردبیر: شاپور –ت”
پیروزی احتمالی زهران ممدانی، نامزد مسلمان و پوپولیست شهرداری نیویورک، بار دیگر این پرسشهای زیادی را زنده کرده است. چرا جوامع مدرن هنوز در برابر شعارهای توخالی و عوامفریبانه آسیبپذیرند؟
ممدانی، همانند رهبران پوپولیست مذهبی قرن بیستم، میداند که وعدههایش برای عدالت اقتصادی و تغییر ساختار شهری، بدون بودجه و پشتیبانی نهادی، تحققناپذیر است. اما این آگاهی مانع او نیست. چرا که هدف پوپولیسم، عمل نیست. بلکه تحریک احساسات جمعی و ساختن اسطورهای سیاسی است.
از نیویورک تا تهران ۱۳۵۷: تاریخ تکرار میشود
در سال ۱۳۵۷، مردم ایران نیز به وعدههای ساده و فریبنده روحالله خمینی دل سپردند. به وعدههایی درباره آزادی، عدالت، و استقلال که در عمل به سرکوب، فقر و تباهی فرهنگی انجامید. همانگونه که روشنفکران چپ و نخبگان غربی آن دوران در پاریس و لندن از خمینی حمایت کردند، امروز نیز جریانهای چپگرای غربی از ممدانی و امثال او بهعنوان «صدای مظلومان» دفاع میکنند. اما تاریخ هشدار میدهد که پوپولیسم مذهبی هرگز به رهایی نمیانجامد، بلکه ابزار تازهای برای کنترل و بحرانآفرینی است.
نقش غرب در پرورش اسلام سیاسی
نباید فراموش کرد که غرب، بهویژه آمریکا و بریتانیا، در دهههای گذشته نقش مهمی در رشد اسلامگرایی سیاسی ایفا کردند. از حمایت غیرمستقیم از انقلاب اسلامی تا استفاده از گروههای اسلامگرا در جنگ سرد، همه بخشی از استراتژی مقابله با کمونیسم بود. اکنون، با ظهور چهرههایی چون ممدانی در قلب نیویورک، غرب در حال مواجهه با نسخه جدید همان پدیدهای است که روزی در خاورمیانه کاشت.
پوپولیسم مذهبی؛ تهدیدی جهانی
پوپولیسم مذهبی فقط یک پدیده دینی نیست؛ بلکه نوعی بحران مدنی و روانی در جوامع مدرن است. مردم، خسته از نابرابری اقتصادی و فساد سیاسی، به رهبران کاریزماتیکی پناه میبرند.رهبرانی که ساده حرف میزنند و دشمن فرضی معرفی میکنند. در ایران، دشمن فرضی غرب و «شیطان بزرگ» بود؛ در آمریکا امروز، دشمن فرضی، «نخبگان سفید و سرمایهدار» هستند. اما نتیجه یکی است: سرکوب عقلانیت، تقویت احساسات و تبدیل مذهب یا هویت به ابزار قدرت.
ممدانی و واقعیت تلخ وعدهها
ممدانی میداند که تحقق وعدههایش بدون بودجه شهری و حمایت جمهوریخواهان ممکن نیست. همانطور که خمینی میدانست وعده «آب و برق مجانی» رؤیایی فریبنده است. اما هر دو از احساسات جمعی استفاده کردند تا قدرتی شخصی و نمادین بسازند. مشکل آنجاست که جامعه، چه در ایران ۱۳۵۷ و چه در نیویورک ۲۰۲۵، هنوز در برابر زبان عاطفی و مذهبی مردم فریب مصون نشده است.
جهان در چرخه تکرار
شاید جهان مدرن امروز تازه به همان جایی رسیده است که ایران ۴۵ سال پیش بود. آمریکا در دام پوپولیسمی که ظاهر عدالتخواه دارد اما در عمل جز تباهی و فریب به همراه نمیآورد. ممدانی تنها نماد تازهای از این چرخه است؛ چرخهای که از تهران تا واشنگتن، از قاهره تا پاریس تکرار میشود—همیشه با نام خدا، و همیشه علیه عقل.
فارسی




























































