“سردبیر: شاپور –ت”
جمهوری اسلامی امروز در یکی از خطرناکترین و پیچیدهترین مراحل تاریخ خود قرار دارد. مجموعهای از بحرانهای داخلی، خارجی، اقتصادی، زیستمحیطی و ژئوپولیتیک همزمان حکومت را در محاصره قرار دادهاند و نشان میدهند که جمهوریاسلامی در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است. اگر نظام در گذشته با پول نفت، سرکوب، شبکههای نیابتی و خرید زمان از بحرانها عبور میکرد، اکنون نه منابع گذشته دارد، نه مشروعیت، نه متحدان و نه فرصت مانور.
افزایش مخالفان؛ شکافی که از رأس قدرت آغاز شده
دامنه مخالفت با رهبری جمهوریاسلامی هر روز گستردهتر میشود. اکنون منتقدان تنها فعالان مدنی نیستند، بلکه چهرههای سیاسی شناختهشده نیز وارد میدان شدهاند. مهدی نصیری، علیرضا نوریزاده، فاطمه سپهری، مصطفی تاجزاده و ابوالفضل قدیانی و… از اصلیترین منتقدان سیاستهای کلان حکومت هستند.
همزمان، مخالفان مستقیم خامنهای مانند محمد نوریزاد، عبدالرسول مرتضوی، زهرا جمالی و محمد امینفر و… به دلیل امضای «بیانیه ۱۴ نفر» بازداشت و محکوم شدهاند. این موارد نشان میدهد که دایره مخالفت به لایههای عمیقتری رسیده است.
در این میان، حسن روحانی بهعنوان بلندپایهترین مقام سابق که امروز آشکارا منتقد شده، پیام مهمی دارد: شکاف در رأس قدرت جدی است و حتی وفاداران سابق حاضر به ادامه همراهی نیستند.
پایان نفوذ منطقهای؛ برتری کامل اسرائیل در میدان
با فروپاشی شبکههای نیابتی جمهوریاسلامی، اسرائیل جسورتر از هر زمان شده است. حملات مداوم به کاروانهای تسلیحاتی، فرماندهان سپاه و پایگاههای ایران در سوریه، لبنان و حتی داخل ایران نشان میدهد که بازدارندگی تهران تقریباً فرو ریخته است و جمهوریاسلامی در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است.
تحولات سوریه ضربهای تعیینکننده بود. با تغییر حکومت دمشق و چرخش کامل سیاست خارجی سوریه، جمهوریاسلامی مهمترین پایگاه استراتژیک خود را از دست داد. دولت جدید سوریه دیگر نه پذیرای سپاه است و نه مایل به ادامه همکاری با شبکه نیابتی تهران. اسرائیل نیز هر باقیمانده نفوذ جمهوریاسلامی را یکی پس از دیگری نابود کرده است. سپاه و رهبری جمهوری اسلامی توان بازسازی نیروی نیابتی خود را از دست دادهاند.
اکنون ابتکار عمل بهتمامی در اختیار اسرائیل است و حکومت تنها به تهدیدهای لفظی بسنده میکند.فروپاشی اقتصادی؛ مردم زیر بار فشار خرد میشوند
اقتصاد ایران وارد مرحلهای شده که بسیاری آن را «نقطه بیبازگشت» میدانند. بحرانهای اصلی عبارتند از:
-
تورم بیمهار
-
بیکاری گسترده
-
سقوط ارزش پول
-
نبود سرمایهگذاری
-
بسته شدن روابط تجاری
-
فرار سرمایه و مهاجرت نخبگان
تحریمهای سنگین دولت ترامپ اقتصاد ایران را درهم شکست. دولتهای قبلی آمریکا نیز هیچ تحریمی را لغو نکردند. اقتصاد تکمحصولی ایران امروز زیر فشار جهانی خرد شده و مردم نخستین قربانیان هستند.
بحران محیط زیست؛ هشدار درباره غیرقابلسکونت شدن ایران
ایران با آلایندگی شدید هوا، نابودی منابع آب، خشکسالی، فرسایش خاک و آلودگی گسترده محیط زیست روبهرو است. فساد رهبر و سپاه، سوءمدیریت و نبود برنامهریزی علمی این بحران را به سطحی خطرناک رسانده است. نهادهای بینالمللی چند بار هشدار دادهاند که بخشهایی از ایران ممکن است در آینده نزدیک غیرقابلسکونت شود.
سقوط بازوهای منطقهای؛ پایان رؤیای صدور انقلاب
قدرت منطقهای جمهوریاسلامی بر دوش نیروهای نیابتی بود؛ اما اکنون:
-
باقیمانده حزبالله زیر فشار شدید نظامی و اقتصادی است.
-
حضور جمهوریاسلامی در سوریه تقریباً از بین رفته است.
-
حوثیهای یمن بخشی از قدرت خود را از دست دادهاند.
-
ونزوئلا در آستانه سقوط مادورو قرار دارد و جمهوریاسلامی آخرین متحد اصلی خود را نیز از دست میدهد.
شبکهای که زمانی اهرم فشار تهران بود، امروز به باری سنگین تبدیل شده است.
انزوای جهانی؛ اروپا در صف فشار
اروپا که زمانی میانجی میان تهران و غرب بود، اکنون در کنار آمریکا، کانادا و استرالیا در صف فشار قرار گرفته است. نقش جمهوریاسلامی در اوکراین، سرکوب داخلی و پروندههای حقوق بشری روابط تهران و اروپا را به پایینترین سطح رسانده است.
تروریستی شناخته شدن سپاه؛ ضربهای علیه ستون قدرت خامنهای
تروریستی اعلام شدن سپاه توسط آمریکا، کانادا، استرالیا و بخشهایی از اروپا، ضربهای ساختاری به قدرت جمهوری اسلامی است. این اقدام:
-
فعالیت خارجی سپاه را محدود میکند
-
سرمایهگذاری را نابود میکند
-
اقتصاد ایران را فلجتر میکند
-
دیپلماسی تهران را در بنبست قرار میدهد
سپاه ستون قدرت نظام است و این فشار مستقیماً ساختار امنیتی حکومت را هدف گرفته است.
سخن آخر: جمهوری اسلامی در نقطه بدون بازگشت
ترکیب بحران اقتصادی، تهدید خارجی، شکاف سیاسی، فرسایش محیط زیست، انزوای جهانی و سقوط بازوهای منطقهای، جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار داده که حفظ وضعیت موجود در حقیقت ناممکن است. اگر تغییرات بنیادی و ساختاری در سیاستها و حکومت ایجاد نشود، فروپاشی حتمی خواهد بود. نظام امروز نه توان اصلاح دارد، نه توان بازسازی مشروعیت، نه قدرت بازیابی نقش منطقهای، نه ظرفیت کنترل بحرانها. آنچه دیده میشود، نشانههای فروپاشی چندلایه است؛ فروپاشیای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و ژئوپولیتیک.
«برای مطالعه تحلیلهای بیشتر، به بخش سیاسی وبسایت PhoenixQ مراجعه کنید.»
فارسی




























































