جنگلهای شمال ایران هفتههاست در آتش میسوزند و بحران آتشسوزی هیرکانی به یکی از گستردهترین فجایع زیستمحیطی کشور تبدیل شده است. کارشناسان میگویند سیاستهای بیمحابای حکومت و کمبود تجهیزات، سرعت گسترش آتش را افزایش داده است. حتی رسانههای نزدیک به دولت نیز اعتراف میکنند که دههها بیتوجهی راه را برای این فاجعه باز کرده است.
اعتراف رسانههای رسمی به سالها غفلت
روزنامه آرمان نوشت که بیتوجهی طولانیمدت، بحرانهای گستردهای ایجاد کرده است؛ از بحران آب و خشکشدن ارومیه تا نابودی تالابهای انزلی و شادگان. این رسانه تأکید کرد که بحران آتشسوزی هیرکانی تازهترین جلوه این زنجیره فرسایشی است. آتش از منطقه الیت چالوس آغاز شد و سپس به جنگلهای نور رسید و دامنه تخریب را گسترش داد.
مقامهای مسئول نیز نقش عوامل انسانی را تأیید کردند. افلاطونی، رئیس سازمان جنگلها، گفت آتش الیت «به احتمال زیاد» منشأ انسانی دارد و درباره احتمال زمینخواری تحقیق میکند. این اعتراف خشم عمومی را شدت بخشید و گمانهزنی درباره سودجویی از اراضی جنگلی را افزایش داد.
واکنش جنجالی مقام دولتی و خشم مردم
اوضاع زمانی بدتر شد که قائمپناه، معاون رئیسجمهور، جنگلهای سوخته را «مرتع» خواند و تلاش کرد فاجعه را کوچک جلوه دهد. این سخنان با طوفان انتقاد روبهرو شد و حتی صداوسیما ناچار شد او را اصلاح کند. مجریان اعلام کردند که آتش، جنگلهایی با قدمت بیش از چهل میلیون سال را نابود کرده است؛ میراثی که هیچ شباهتی به «مرتع» ندارد.
آتشسوزیهای گسترده در مازندران
مقامهای محلی مازندران از ادامه آتشسوزی در منطقه کرمزود سوادکوه خبر دادند؛ هشت هکتار جنگل ثبتشده سوخته و شعلهها هنوز فعالند. روزنامه بهار نوشت که با وجود آغاز آتش از اوایل آبان، نبود اقدام مؤثر در روزهای نخست باعث گسترش فاجعه شد. سازمان محیطزیست نیز اعتراف کرد که مهار زودهنگام میتوانست از ورود آتش به درهها جلوگیری کند.
هشدار فعالان محیطزیست درباره بحران تجهیزات
مهتاب شاهی، فعال محیطزیست، گفت نباید همه چیز را به عوامل طبیعی نسبت داد. او تأکید کرد که ایران برای کشوری با این حجم از جنگل، کمتر از پنج بالگرد تخصصی دارد. این کمبود واکنش سریع را تقریباً ناممکن کرده است. شاهی توضیح داد که کشورهای دیگر بر اساس اقلیم و پوشش گیاهی، مناطق پرخطر را از قبل مشخص میکنند. اما در ایران هشدارها معمولاً زمانی صادر میشود که آتش از چند جبهه پیش رفته است.
سالها کاهش بودجه محیطزیست و جنگلبانی، نیروها را با ابزارهای فرسوده و منابع محدود تنها گذاشته است. همین ضعف ساختاری باعث شده حتی آتشهای کوچک نیز کنترل نشوند و به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند.
تخریب گسترده و نبود ارزیابی رسمی
هیچ مقام رسمی هنوز میزان خسارت مالی یا زیستمحیطی الیت را اعلام نکرده است. مسئولان ارزیابی را تا مهار کامل آتش به تعویق انداختهاند؛ تعویقی که نشان میدهد ابعاد فاجعه احتمالاً فراتر از تصور عمومی است. بدون اصلاحات جدی، این آتشسوزیها به نشانهای از ناتوانی حکومت در حفاظت از ارزشمندترین منابع طبیعی ایران تبدیل میشوند.
فارسی



























































