“سردبیر: شاپور –ت”
مجتبی خامنهای در حالی بر کرسی قدرت تکیه زد که ایران یکی از سهمگینترین دوران تاریخ خود را میگذراند. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، نخستین رهبری بود که این گزینش را خجسته خواند. او بر پشتیبانی همهجانبه و استوار مسکو از پیشوای تازه تهران پافشاری کرد. پوتین روسیه را همراهی همیشگی و قابل اعتماد برای جمهوریاسلامی توصیف کرد. او گفت که این جایگاه در زمان نبرد، به دلیری و جانفشانی فراوان نیاز دارد. روسیه در روزهای گذشته یاریهای آگاهیرسانی گستردهای به تهران داده است. این همکاریها با هدف شناسایی جایگاههای آمریکایی در منطقه انجام میگیرد.
رهبری بیکارنامه در دریای توفانی
روی کار آمدن مجتبی خامنهای موجی از نگرانی و بدگمانی را در میان ناظران برانگیخت. فرزند دوم علی خامنهای تا پیش از این هیچ پیشینه مدیریتی روشنی در کارنامه خود ندارد. او حتی یک سخنرانی رسمی برای مردم انجام نداده است. منتقدان او را فردی میدانند که تنها در سایه سپاه پاسداران به قدرت رسید. او به یکباره از سوی نهادهای حکومتی به جایگاه «آیتالله العظمی» دست یافت. این در حالی است که نظام همواره بر نفی فرمانروایی بازماندهای و موروثی پافشاری میکرد. اکنون پرسش اینجاست که او با چه ابزاری کشور را اداره خواهد کرد.
بنبست مشروعیت و بحران هویت
بسیاری از تحلیلگران این جابهجایی قدرت را پایانی بر ادعاهای ایدئولوژیک نظام میدانند. این انتصاب میتواند بدنه هواداران سنتی حکومت را دچار لرزش و ناامیدی عمیق کند. مجتبی خامنهای همزمان با آغاز رهبری، کنشهای تلافیجویانه علیه همسایگان را شدت بخشید. این رفتارها نشان از رویکردی کینهجویانه و دستهمحور در لایههای بالای قدرت دارد. او در حالی سکان این کشتی توفانزده را به دست میگیرد که کشور زیر باران موشکهاست. فقر و نارضایتیهای مردمی نیز سایه سنگین خود را بر تمام شهرها افکنده است.
آیندهای تاریک زیر سایه چکمهپوشان
پیروزی مجتبی در این میدان، تنها با فشار نیروهای نظامی و امنیتی شدنی بود. او هیچ پایگاه مردمی یا پیشینه علمی برجستهای برای این مقام عالی ندارد. برخی گزارشها از داراییهای فراوان و املاک او در کشورهای بیگانه پرده برداشتهاند. این موضوع شکاف میان مردم و حاکمان را بیش از هر زمان دیگری گسترش میدهد. جمهوریاسلامی اکنون با پیشوایی روبروست که به جای گفتگو، راه انتقام و درگیری را برگزیده است. این گزینش میتواند سرنوشت کل منطقه را به سوی تاریکی و نابودی همیشگی بکشاند.
سخن پایانی
با این حال، برای مردمی که سالهاست یکپارچه خواستار برافتادن کل این ساختار هستند، نامِ جانشین فرقی در اصل خواسته آنان ایجاد نمیکند؛ جامعه ایران اکنون نه در پی تغییر چهرهها، بلکه در میانه مبارزهای سرنوشتساز برای پایان دادن به تمامیت این رژیم و بازپسگیری میهن خویش است.
«برای پیگیری لحظهبهلحظه مهمترین رویدادها، ما را در سایت PhoenixQ و شبکههای اجتماعی سابسکرایب و دنبال کنید.»
فارسی




























































