تاریخ ایران در سال ۲۴۸ پیش از میلاد با قدرتگیری اشکانیان وارد مرحلهای تازه شد. این سلسله با شکست سلوکیان توانست بار دیگر فلات ایران را متحد کند و برای نخستینبار پس از سقوط هخامنشیان، ایران دوباره استقلال خود را بازیابد. تاریخ ایران؛ از اشکانیان تا ساسانیان نشان میدهد که اشکانیان با وجود چالشهای داخلی و خارجی، بیش از پنج قرن دوام آوردند و به رقیبی سرسخت برای امپراتوری روم تبدیل شدند.
اشکانیان؛ چالش نظامی برای روم
اشکانیان با تکیه بر سوارهنظام سبکاسلحه و زرهپوش، بزرگترین مانع در برابر توسعهطلبی روم در شرق بودند. تاکتیک «تیراندازی پارتی» که در آن سوارکار در حال عقبنشینی همچنان به سوی دشمن تیر پرتاب میکرد، لرزه بر اندام لژیونهای رومی میانداخت. پیروزی در نبرد حَرّان (۵۳ پیش از میلاد) قدرت ایران را به جهان نشان داد و شکستی سنگین برای روم بود. با این حال، اشکانیان در جنگهای محاصرهای چندان موفق نبودند و همین ضعف باعث شد نتوانند بسیاری از شهرهای بزرگ را تصرف کنند.
سیاست و فرهنگ اشکانیان
اشکانیان حکومتی فدرالی و اشرافی داشتند. قدرت میان شاه، خاندانهای بزرگ و ساتراپها تقسیم شده بود. این ساختار هرچند انعطافپذیر بود، اما در مواقعی موجب ناپایداری سیاسی میشد. از نظر فرهنگی، اشکانیان پلی میان سنتهای ایرانی و تأثیرات یونانی–هلنیستی بودند. هنر و معماری این دوره ترکیبی از عناصر یونانی و ایرانی را به نمایش میگذارد، مانند مجسمهها و نقشبرجستههای حران و هترا.
ساسانیان؛ بازگشت به شکوه جهانی
در سال ۲۲۴ میلادی، ساسانیان جایگزین اشکانیان شدند. اردشیر بابکان با شکست دادن آخرین شاه اشکانی، امپراتوری تازهای بنا کرد. او اصلاحات اقتصادی و نظامی گستردهای انجام داد و اقتدار مرکزی را تقویت کرد. امپراتوری ساسانی بیش از چهار قرن ادامه یافت و در کنار روم و سپس بیزانس، یکی از سه قدرت بزرگ جهان شد. قلمرو آنان از ایران تا مصر، قفقاز و حتی بخشهایی از هند گسترش داشت.
جنگهای بیپایان با روم و بیزانس
ساسانیان ادامهدهنده جنگهای اشکانیان با روم بودند، اما با قدرتی سازمانیافتهتر. شاپور یکم با اسارت والریانوس، امپراتور روم، اقتدار ایران را به اوج رساند. در زمان خسرو دوم، ایران توانست سرزمینهای بزرگی از مصر تا شام و حتی اورشلیم را تحت سلطه خود درآورد. اما شکست در نبرد نینوا (۶۲۷ میلادی) مسیر تاریخ را تغییر داد. این شکست نه تنها ایران، بلکه بیزانس را نیز تضعیف کرد و هر دو امپراتوری را در برابر ظهور اسلام آسیبپذیر ساخت.
دین و فرهنگ در دوره ساسانی
ساسانیان زرتشتیگری را بهعنوان دین رسمی معرفی کردند. آتشکدهها، موبدان و نظام دینی جایگاه مهمی یافتند و شاهان خود را «خدایگان» و نماینده اهورامزدا بر زمین میدانستند. در همین زمان، آیینهای دیگر مانند مسیحیت و مانویت نیز در ایران حضور داشتند و گاه مورد فشار قرار میگرفتند.
از نظر فرهنگی، ایران ساسانی تأثیر عمیقی بر جهان گذاشت. معماری کاخها مانند تیسفون با طاق کسری، هنر فلزکاری، و نظام اداری این دوره بعدها در جهان اسلام ادامه یافت. حتی بسیاری از داستانها و افسانههای ایرانی مانند «خداینامه» بعدها به شاهنامه فردوسی راه یافتند.
میراث جهانی ساسانیان
ساسانیان نهتنها قدرتی نظامی و سیاسی بودند، بلکه تمدنی ماندگار پدید آوردند. تأثیر آنان بر چین، هند و حتی اروپا مشهود است. بسیاری از عناصر فرهنگی، حقوقی و اداری ساسانی بعدها در تمدن اسلامی ادغام شد و زمینهساز نوعی «رنسانس ایرانی» در قرون نخستین اسلامی شد.
نتیجهگیری: تاریخ ایران از اشکانیان تا ساسانیان، روایتی از مقاومت، شکوه و تأثیرگذاری جهانی است. این دو سلسله، ستونهای اصلی هویت ایران در دوران باستان بودند و میراثشان تا امروز باقی مانده است.
فارسی




























































