“سردبیر: شاپور –ت”
تحلیلگران باور دارند که پایان اشغالگری فرقه تبهکار تنها راه نجات ایران از چرخه بیپایان ویرانی و جنگ است. این ساختار که دهههاست بر ایران چیره شده، ماهیتی ملی ندارد و در رفتار و منش، شباهتی بنیادین به گروههای ستیزهجویی چون القاعده، داعش، طالبان، بوکوحرام و جیشمحمد و… دارد. در واقع، بسیاری از صاحبنظران، جمهوری اسلامی را «پدرخوانده» و ریشه اصلی نمو این جریانات میدانند که در موارد بسیاری، خود عامل ایجاد یا تقویت آنها بوده است. جنگ کنونی به این دلیل به درازا کشید که این گروه، همانند دیگر جریانات تکفیری، از پیکره مردم به عنوان سپر انسانی بهره میبرد. آنها هیچ حس تعلق ملی ندارند و ایران را تنها به چشم یک غنیمت جنگی و پایگاهی برای صدور تروریسم میبینند. از همین رو، ارتشهای جهان برای ریشهکن کردن این غده سرطانی که منشأ تغذیه گروههای تروریستی در کل منطقه است، ناچار به تداوم عملیاتهای خود شدهاند.
ضربالاجلهای پیدرپی ترامپ؛ فشار حداکثری برای بازگشایی شریانهای جهانی
دونالد ترامپ با تعیین چندینباره ضربالاجل، به دنبال اتمام حجت با هسته سخت قدرت در تهران است. او میداند که اشغالگران با بستن تنگه هرمز، امنیت غذایی و انرژی جهان را به گروگان گرفتهاند. این تهدیدهای مکرر، فرصتی برای ریزش نیروهای بدنه و جلوگیری از تلفات بیشتر غیرنظامیان فراهم میکند. با این حال، سران نظامی همچنان بر طبل جنگ میکوبند و از تسلیم شدن سر باز میزنند. آنها میدانند که با سقوط این دژ، راهی جز دادگاههای بینالمللی برای جنایات علیه بشریت نخواهند داشت.
ویرانی زیرساختها؛ بهای سنگین نظامیسازی ثروتهای ملی ایران
حملات اکنون به زیرساختهای حیاتی کشیده شده است زیرا این گروه، مراکز اقتصادی را به دژهای نظامی تبدیل کرد. پالایشگاهها و نیروگاهها که با پول ملت ساخته شده بودند، اکنون به مرکز فرماندهی و انبار موشک بدل گشتهاند. اسرائیل و آمریکا برای فلج کردن ماشین جنگی این فرقه، ناگزیر به هدف قرار دادن این شریانها هستند. بسیاری از مردم ایران از این حملات حمایت میکنند، زیرا آنها این مراکز را متعلق به خود نمیدانند. مردم بر این باورند که آزادی از چنگال اشغالگران، ارزش بازسازی دوباره کشور را در آیندهای نزدیک دارد.
بحران جانشینی در بنبست؛ استفاده ابزاری از مجتبی خامنهای در اغما
یکی از عجیبترین پردههای این نمایش، استفاده از نام مجتبی خامنهای به عنوان رهبر آینده است. گزارشها نشان میدهد که وی به شدت زخمی شده و در وضعیت کما به سر میبرد. با این حال، هسته مرکزی قدرت برای جلوگیری از فروپاشی کامل، همچنان از نام او بهرهبرداری میکند. آنها به یک نماد، حتی اگر بیهوش باشد، نیاز دارند تا نیروهای وفادار خود را منسجم نگه دارند. این رفتار به خوبی نشان میدهد که این گروه هیچ مشروعیتی میان مردم ندارد و تنها با فریب در حال وقتکشی است.
تهاجم به همسایگان؛ تلاش برای صدور بحران به فراتر از مرزها
این فرقه اشغالگر برای منحرف کردن افکار عمومی، حملات گستردهای را علیه کشورهای منطقه آغاز کرده است. آنها با یورش به همسایگان، به دنبال ایجاد یک آشوب منطقهای هستند تا از فشار داخلی بر خود بکاهند. اما این استراتژی شکست خورده و اجماعی جهانی برای پایان اشغالگری فرقه تبهکار شکل گرفته است. ایران باید از چنگال این مهاجمان غیرایرانی آزاد شود تا صلح به خاورمیانه بازگردد. نابودی این گروه، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای تمدن ایرانی و آرامش جهانی است.
معکای استراتژیک؛ چرا اماکن مقدسه هدف قرار نمیگیرند؟
با وجود یورشهای سنگین به دیگر زیرساختها، این پرسش بنیادین به گوش میرسد: چرا اسرائیل یا آمریکا به اماکن مقدسه و مذهبی این گروه حمله نمیکنند؟ پاسخ را باید در پیچیدگیهای سیاسی و روانی جستجو کرد. آنها میدانند که این گروه، همانند دیگر فرقههای مذهبی تندرو، بر پایه یک ایدئولوژی فراملی و احساسات مذهبی بنا شده است. هرگونه حمله مستقیم به این مکانها، میتواند به عنوان «جنگ مذهبی» تفسیر شود. این کار میتواند تودههای مومنان، حتی کسانی که با حاکمیت زاویه دارند را علیه نیروهای خارجی متحد کند.
اسرائیل و متحدانش ترجیح میدهند بر روی فلج کردن توانایی نظامی و اقتصادی این فرقه اشغالگر تمرکز کنند. آنها میخواهند بدون برافروختن آتش یک جنگ مذهبی گسترده در منطقه، ماشین جنگی این گروه را از کار بیندازند. با این حال، استفاده ابزاری این فرقه از اماکن مقدسه به عنوان پناهگاه یا انبار مهمات، این معادله را بسیار حساستر از گذشته کرده است. اگر پایان اشغالگری فرقه تبهکار به عنوان هدف نهایی تعیین شده باشد، چگونگی مدیریت این لایههای مذهبی، کلید اصلی پیروزی خواهد بود.
فارسی




























































