“سردبیر: شاپور –ت”
ریال ایران، روزگاری یکی از معتبرترین پولهای خاورمیانه بود. در دهه ۱۳۵۰، هر دلار آمریکا تنها ۷ تومان قیمت داشت. ایران در آن زمان، با تکیه بر درآمد نفت و ثبات سیاسی، از نظر قدرت پول ملی در جایگاهی بالاتر از همسایگان خود قرار داشت. اما امروز، همین ریال به یکی از بیارزشترین ارزهای جهان تبدیل شده است و سقوط ریال ایران را شاهدیم. کاهش بیش از ۹۹.۹۹ درصدی ارزش پول ملی در کمتر از پنج دهه، تصویری از اقتصادی بیمار را نشان میدهد. اقتصادی که بهجای اصلاحات ساختاری، همواره به مُسکنهایی چون حذف صفر، کنترل مصنوعی قیمتها و تزریق مقطعی ارز دل بسته است.
“ارزش دلار نسبت به ریال حدود ۱ میلیون و ۶۴۳ هزار درصد افزایش یافته است. یا بهعبارتی، ریال بیش از ۱۶,۴۰۰ برابر سقوط کرده است”.
از انقلاب تا تورم؛ تاریخ یک سقوط مالی
با انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، اقتصاد ایران دچار شوک شد. فرار سرمایهگذاران، مصادره اموال خصوصی، تعطیلی صنایع کلیدی و جنگ هشتساله، پایههای تولید را در هم شکست. در دهههای بعد، دولتها به جای اصلاح نظام مالی، برای جبران کسری بودجه به چاپ پول روی آوردند. در نتیجه، تورم مزمن به ویژگی دائمی اقتصاد ایران تبدیل شد. تحریمهای بینالمللی نیز اوضاع را بدتر کرد. محدودیت در صادرات نفت، قطع ارتباط بانکی و فساد گسترده باعث شد اعتماد عمومی به ریال به پایینترین سطح تاریخی برسد.
حذف صفر؛ آمارسازی یا اصلاح واقعی؟
تصویب لایحه حذف چهار صفر از پول ملی، آخرین تلاش دولت برای بازسازی ظاهری اعتبار ریال است. طبق این قانون، هر «ریال جدید» معادل ۱۰ هزار ریال فعلی و برابر با صد «قران» خواهد بود. با این حال، کارشناسان تأکید میکنند حذف صفر تنها زمانی مؤثر است که تورم مهار شود. در ایران، تورم رسمی بالای ۴۰ درصد است و نرخ واقعی احتمالاً بیشتر. بنابراین، حذف صفر تنها توهم ثبات میآفریند و اثری بر قدرت خرید ندارد.
بحران ارزی و اعتراف به شکست سیاستها
غلامرضا مصباحیمقدم، رئیس شورای فقهی بانک مرکزی، گفته است سالانه حدود هشت میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنمیگردد. این رقم در کشوری با تحریم بانکی و کمبود ذخایر ارزی، فاجعهبار است. او افزایش نرخ دلار را به «دلالان خارجی» نسبت داد، اما در عین حال اعتراف کرد که کمبود منابع ارزی بانک مرکزی، بازار را بیثبات کرده است. در واقع، این سخنان نشاندهنده شکست نظام ارزی کشور و ناتوانی در بازگرداندن ارز صادراتی است.
بحران اعتماد؛ مهمتر از تورم
مشکل اصلی اقتصاد ایران، سقوط ریال ایران و بیاعتمادی عمومی است. مردم، در طول چهار دهه، بارها شاهد کاهش شدید ارزش داراییهای خود بودهاند. هر بار که دولت وعده کنترل قیمت دلار داده، بازار واکنشی معکوس نشان داده است. در نتیجه، مردم داراییهای خود را از ریال به طلا، دلار و ملک تبدیل کردهاند. این فرار سرمایه از ریال، خود به چرخه تورم دامن زده است. بهعبارت دیگر، مردم ریال را فقط ابزار مبادله میدانند، نه ذخیره ارزش. در چنین شرایطی، حذف صفر از اسکناسها نمیتواند اعتماد ازدسترفته و پیامدهای سقوط ریال ایران را جبران کند.
مقایسه منطقهای؛ نام مشترک، سرنوشت متفاوت
چهار کشور منطقه — عمان، عربستان، قطر و یمن — از واحد پولی «ریال» استفاده میکنند. اما تفاوت چشمگیر است: ریال عمان یکی از قویترین ارزهای جهان است، در حالی که ریال ایران از ضعیفترینهاست. علت، نه در نام پول، بلکه در سیاستهای اقتصادی نهفته است. ثبات سیاسی و انضباط مالی عمان، ریال این کشور را قدرتمند نگه داشته است. اما وابستگی بودجه ایران به نفت و فساد ساختاری، ریال را بیاعتبار کرده است.
راه نجات؛ اصلاحات واقعی، نه تغییر ظاهری
بحران ریال نه با حذف صفر، بلکه با اصلاحات واقعی قابل درمان است. مسیر نجات اقتصاد ایران نیازمند مجموعهای از اقدامات اساسی است که باید از سطح سیاستگذاری آغاز شود:
-
استقلال واقعی بانک مرکزی از دولت و نهادهای سیاسی برای جلوگیری از چاپ بیرویه پول و کنترل تورم.
-
مهار تورم ساختاری از طریق کاهش هزینههای غیرمولد و تمرکز بر سرمایهگذاری در تولید ملی.
-
افزایش شفافیت مالی در بودجه و ایجاد سازوکار نظارت عمومی بر هزینههای دولتی و نهادهای وابسته.
-
بازسازی اعتماد عمومی با اجرای سیاستهای اقتصادی پایدار، غیرسیاسی و قابل پیشبینی.
اما راه نجات اقتصادی بدون اصلاح در سیاستهای کلی جمهوری اسلامی ممکن نیست. طی چهار دهه، جهتگیری اقتصادی کشور نه بر پایهی علم و برنامهریزی، بلکه در چارچوب منافع ایدئولوژیک و جناحی تنظیم شده است. برای خروج از بحران، جمهوری اسلامی باید از اقتصاد دستوری و امنیتی فاصله بگیرد و تصمیمات اقتصادی را بر پایه منطق بازار، رقابت آزاد و شایستهسالاری اتخاذ کند. شفافسازی فعالیت نهادهای وابسته به حاکمیت، پایان دادن به اقتصاد سیاسی و حذف نفوذ نظامی از عرصه اقتصاد، پیششرط اصلاح ساختاری است.
در کنار این تغییر رویکرد، مبارزه واقعی با فساد ساختاری و اقتصاد رانتی باید در اولویت قرار گیرد. شبکههای قدرت متشکل از نهادهای نظامی، بنیادها و شرکتهای شبهدولتی، سهم عمدهای از بودجه و منابع کشور را بدون پاسخگویی در اختیار دارند. مقابله با این چرخهی بسته نیازمند ارادهی سیاسی، شفافیت در قراردادهای دولتی، و لغو امتیازات ویژه برای نهادهای حاکمیتی است. تنها در صورت شکستن این انحصار و بازگرداندن منابع ملی به چرخهی تولید و رقابت، میتوان به احیای تدریجی ارزش ریال و بازسازی اعتماد عمومی امیدوار بود.
سخن پایانی
تا زمانی که این اصلاحات بنیادی در سیاست، ساختار و رفتار اقتصادی حاکمیت رخ ندهد، هر تغییری در ظاهر پول ملی صرفاً بازآرایی عددی بر ویرانههای اعتماد اقتصادی خواهد بود.
حذف صفر از ریال ایران نه درمان است و نه اصلاح. این اقدام تنها پوششی آماری برای بحران عمیق اقتصادی است. اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به استقلال نهادی، شفافیت مالی و بازسازی اعتماد عمومی و ایجاد حکومتی مردمی نیاز دارد. تا وقتی چاپ پول ادامه دارد و تورم مهار نمیشود، حذف صفرها تنها معنای نمادین دارند و مانند پاک کردن صورتمسئله هستند، نه حل آن.
فارسی




























































