“آرش پارسا-تحلیلگر و پژوهشگر”
مقدمه: نبردی برای مهار نفوذ ایران
رویای امپراتوری خامنهای از لبنان تا غزه، سالهاست اسرائیل را درگیر کرده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این نفوذ را تهدیدی مستقیم برای موجودیت کشورش میداند. به باور او، جمهوری اسلامی شبکهای ایدئولوژیک و نظامی ساخته که با حمایت از حزبالله، حماس و شبهنظامیان عراقی، تعادل منطقه را تغییر داده است. از همین رو، نتانیاهو راهبردی چندلایه برای مهار این نفوذ طراحی کرد.
برای مطالعه تحلیلهای بیشتر، به بخش سیاسی وبسایت PhoenixQ مراجعه کنید.
ضربات نظامی برای قطع بازوی تهران
نتانیاهو از همان آغاز، گزینه نظامی را محور کار خود قرار داد.
اسرائیل در سالهای اخیر صدها حمله هوایی در سوریه و لبنان انجام داد تا مسیر تسلیحاتی ایران را قطع کند. این عملیاتها با دقت اطلاعاتی بالا طراحی شدند و توانستند بخشی از عمق استراتژیک ایران را کاهش دهند. با این حال، تهران با بازسازی سریع مواضع خود نشان داد که جنگ سایه میان دو طرف هنوز پایان ندارد.
جنگ سایبری و نبرد اطلاعاتی
نتانیاهو به خوبی فهمید که نبرد قرن بیستویکم فقط در میدان جنگ رخ نمیدهد. او با بهرهگیری از عملیات سایبری گسترده، زیرساختهای حساس ایران را هدف گرفت. حملات سایبری به تاسیسات هستهای و نشت اسناد طبقهبندیشده، تلاشهایی بودند برای تضعیف توان فنی تهران. این جنگ دیجیتال، هزینههای ایران را بالا برد و زمان پیشرفتهای هستهای را به تأخیر انداخت.
ائتلافهای عربی برای محاصره منطقهای
یکی از ستونهای اصلی سیاست نتانیاهو، ائتلافسازی بود. او با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پیمان بست تا ایران را در سطح منطقهای منزوی کند. توافقهایی مانند «پیمان ابراهیم» مسیر تازهای برای همکاری امنیتی گشودند. این ائتلافها به اسرائیل فرصت دادند تا فشار بر تهران را از درون منطقه افزایش دهد و دسترسیهای لجستیکی ایران را محدود کند.
دیپلماسی و فشار اقتصادی بینالمللی
نتانیاهو همزمان با حملات نظامی، از مسیر دیپلماسی نیز پیش رفت. او با هماهنگی نزدیک با واشینگتن، سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را تقویت کرد. در اروپا نیز تلاش کرد تصویر تهدیدآمیز تهران را تثبیت کند تا تحریمها ادامه یابند. این فشار اقتصادی توانست بخشی از منابع مالی شبکههای نیابتی ایران را کاهش دهد.
دستاوردها و محدودیتهای استراتژی نتانیاهو
راهبرد نتانیاهو نتیجهای دوگانه داشت. از یکسو، برخی پروژههای نظامی و منطقهای ایران کند شدند. از سوی دیگر، ساختار نفوذ ایران در خاورمیانه همچنان فعال ماند. تهران توانست مسیرهای جدیدی برای ارسال تجهیزات و تأمین مالی بیابد. در نتیجه، راهبرد اسرائیل اگرچه مؤثر بود، اما هنوز به هدف نهایی یعنی نابودی کامل شبکه نفوذ نرسیده است.
افق آینده؛ بین فشار و دیپلماسی
آینده روابط ایران و اسرائیل به تعادل میان فشار و دیپلماسی بستگی دارد.
نتانیاهو ممکن است همچنان به عملیاتهای هدفمند ادامه دهد، اما تغییر پایدار تنها از مسیر توافقهای منطقهای و همکاری بینالمللی ممکن است. در نهایت، مهار رویای امپراتوری خامنهای نیازمند ترکیبی از فشار نظامی، انسداد مالی و گفتوگوی سیاسی هوشمندانه است.
فارسی




























































