“سردبیر: شاپور –ت”
جنگ ایران و اسرائیل وارد مرحلهای پیچیده و حساس شده است. تهران همچنان از مقاومت سخن میگوید، اما الگوی درگیریها تغییر کرده است. در همین حال، آمریکا و اسرائیل محاسبات نظامی و سیاسی خود را بازنگری میکنند. جمهوری اسلامی نیز میان ادامه تقابل و حفظ ساختار قدرت با تصمیمهایی دشوار روبهرو است.
پرسش اصلی این است که آیا کاهش نسبی حملات مستقیم، نشانه نزدیکشدن به توافق است؟ یا طرفهای درگیر برای مرحلهای خطرناکتر آماده میشوند؟ احتمال گسترش جنگ منطقهای همچنان مطرح است. حتی خطر تشدید تنشهای هستهای نیز نگرانیهای تازهای ایجاد کرده است.
جمهوری اسلامی؛ تغییر راهبرد از حمله مستقیم به جنگ نیابتی
کاهش حملات مستقیم ایران به اسرائیل، پرسشهای مهمی ایجاد کرده است. آیا تهران توان عملیاتی خود را از دست داده است؟ یا هزینه حمله مستقیم را بیش از دستاورد آن میداند؟
حملات نظامی به زیرساختهای ایران میتوانند توان عملیاتی و محاسبات تهران را تغییر دهند. همچنین جمهوری اسلامی ممکن است برای جلوگیری از واکنش گستردهتر اسرائیل، دامنه عملیات مستقیم را محدود کند.
در مقابل، شبکه گروههای مسلح همسو با تهران همچنان در معادلات منطقهای نقش دارد. حوثیهای یمن و حزبالله لبنان از مهمترین بازیگران این شبکه هستند. بااینحال، نمیتوان تمام عملیات آنان را بدون شواهد مستقل، به دستور مستقیم ایران نسبت داد.
ادامه درگیریها در یمن و تهدید زیرساختهای انرژی نشان میدهد که جنگ میتواند از مسیرهای دیگری گسترش یابد. بنابراین، سکوت نسبی موشکها لزوماً به معنای پایان تقابل نیست.
اروپا؛ گسترش تهدیدهای امنیتی فراتر از خاورمیانه
در کنار جنگ منطقهای، کشورهای اروپایی نیز درباره تهدیدهای منتسب به جمهوری اسلامی هشدار میدهند. مقامهای بریتانیا تهران را به ارتباط با طرحی مشکوک علیه پایگاه نظامی فرفورد متهم کردهاند.
تهران این اتهامها را رد میکند. بااینحال، افزایش نگرانیهای امنیتی میتواند روابط جمهوری اسلامی با اروپا را بحرانیتر کند.
اگر ارتباط شبکههای وابسته به تهران با چنین اقداماتی اثبات شود، دامنه تقابل از خاورمیانه فراتر خواهد رفت. در نتیجه، فشارهای سیاسی و امنیتی بیشتری علیه جمهوری اسلامی شکل میگیرد.
چرا اسرائیل عملیات علیه رهبران جمهوری اسلامی را کاهش داده است؟
تغییر احتمالی اولویتهای اسرائیل نیز پرسشهایی ایجاد میکند. آیا تلآویو حذف رهبران جمهوری اسلامی را دیگر در اولویت نمیبیند؟
اطلاعات عمومی، جزئیات تصمیمهای محرمانه امنیتی اسرائیل را روشن نمیکنند. بااینحال، تلآویو ممکن است اکنون تضعیف زیرساختهای نظامی و جلوگیری از بازسازی توان موشکی را مهمتر بداند.
از سوی دیگر، حذف رهبران سیاسی لزوماً ساختار حکومت را از میان نمیبرد. نهادهای امنیتی و نظامی میتوانند پس از تغییر رهبران نیز فعالیت کنند.
بنابراین، کاهش احتمالی عملیات علیه مقامهای ارشد، بهتنهایی نشانه توافق محرمانه نیست.
اسلامآباد؛ صلح واقعی یا معاملهای برای بقای حکومت؟
مذاکرات اسلامآباد جایگاه مهمی در تلاشهای دیپلماتیک پیدا کردهاند. پاکستان برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن نقش میانجی ایفا کرده است.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است. آیا مذاکرات برای پایان جنگ جریان دارند یا حفظ ساختار قدرت نیز بخشی از محاسبات طرفهاست؟
یک فرضیه سیاسی میگوید تهران ممکن است در برابر کاهش فشار نظامی، امتیازهای امنیتی و هستهای ارائه کند. اسرائیل نیز شاید کاهش تهدیدهای فوری را بر ادامه جنگ پرهزینه ترجیح دهد.
بااینحال، هیچ مدرک عمومی معتبری توافق محرمانه ایران و اسرائیل برای حفظ رهبران جمهوری اسلامی را اثبات نمیکند.
قالیباف، مجتبی خامنهای و احتمال جام زهر سیاسی
نقش محمدباقر قالیباف در روند مذاکرات، توجهها را به ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی جلب کرده است. همزمان، مسئله جایگاه مجتبی خامنهای و تصمیمگیری در رأس حکومت اهمیت دارد.
برخی گمانهزنیها، قالیباف را یکی از چهرههای احتمالی اعلام عقبنشینی سیاسی معرفی میکنند. اما شواهد معتبری برای تأیید چنین مأموریتی وجود ندارد.
تعبیر «جام زهر» یادآور پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی روحالله خمینی است. آن تصمیم نشان داد که حکومت میتواند برای حفظ ساختار قدرت، از مواضع پیشین عقبنشینی کند.
اکنون نیز احتمال توافقی پرهزینه برای تهران مطرح است. بااینحال، زمان چنین تصمیمی مشخص نیست. حتی ممکن است حکومت بدون اعلام شکست، امتیازهای خود را مرحلهبهمرحله ارائه کند.
آمریکا و تنگه هرمز؛ فشار اقتصادی به جای جنگ گسترده
واشنگتن همچنان ابزارهای نظامی و اقتصادی گستردهای علیه جمهوری اسلامی دارد. اما آغاز عملیات بزرگ تازه میتواند هزینههای پیشبینیناپذیری ایجاد کند.
گسترش جنگ، قیمت انرژی و امنیت نیروهای آمریکایی را تحت تأثیر قرار میدهد. افزون بر این، ملاحظات سیاسی داخلی نیز بر تصمیمهای واشنگتن اثر میگذارند.
در همین حال، تنگه هرمز به یکی از مهمترین اهرمهای فشار تبدیل شده است. آمریکا میخواهد امنیت کشتیرانی را حفظ کند و تهران نیز از موقعیت جغرافیایی خود امتیاز بگیرد.
این بحران برای چین و روسیه نیز اهمیت راهبردی دارد. بااینحال، فشار دریایی آمریکا به معنای کنترل کامل بازار جهانی انرژی نیست.
بنابراین، تأخیر در حمله گسترده لزوماً نشانه عقبنشینی واشنگتن نیست. آمریکا ممکن است همزمان فشار اقتصادی، مذاکره و آمادگی نظامی را ادامه دهد.
آیا خاورمیانه به سوی جنگی بزرگ و حتی هستهای میرود؟
خطر اصلی شاید در گسترش جنگ از مسیر گروههای مسلح همسو با جمهوری اسلامی نهفته باشد. کاهش حملات مستقیم تهران نمیتواند بهتنهایی نشانه آرامش باشد.
یک حمله بزرگ به زیرساختهای انرژی یا پایگاههای نظامی میتواند واکنشهای زنجیرهای ایجاد کند. در نتیجه، احتمال ورود کشورهای بیشتر به درگیری افزایش مییابد.
اما نگرانی بزرگتر به بحران هستهای مربوط میشود. اختلافات درباره برنامه هستهای ایران و محدودیت نظارت بینالمللی همچنان ادامه دارند.
باید میان حمله به تأسیسات هستهای و استفاده از سلاح هستهای تفاوت گذاشت. هیچ شاهد معتبری وقوع قریبالوقوع جنگ هستهای را تأیید نمیکند. بااینحال، تشدید درگیری میتواند خطر اشتباه محاسباتی را افزایش دهد.
چین و روسیه نیز منافع مهمی در منطقه دارند. بنابراین، گسترش جنگ میتواند رقابت قدرتهای جهانی را پیچیدهتر کند.
پرسش مهم این است که آیا طرفهای درگیر هنوز توان مهار بحران را دارند؟ یا سکوت نسبی موشکها تنها فرصتی برای تجدید آرایش نظامی است؟
جمعبندی؛ پایان جنگ یا آغاز مرحلهای خطرناکتر؟
جنگ ایران و اسرائیل اکنون فراتر از میدان موشکها و پهپادها جریان دارد. مذاکرات دیپلماتیک، شبکههای نیابتی و مسیرهای انرژی نیز بر آینده آن تأثیر میگذارند.
جمهوری اسلامی ممکن است برای حفظ ساختار قدرت، امتیازهای مهمی ارائه کند. آمریکا نیز میتواند فشار اقتصادی را با تهدید نظامی ترکیب کند. اسرائیل هم ممکن است اولویتهای امنیتی خود را تغییر دهد.
اما فرضیه توافق محرمانه برای حفظ رهبران جمهوری اسلامی هنوز اثبات نشده است. همچنین نمیتوان زمان اعلام یک عقبنشینی تاریخی را مشخص کرد.
در مقابل، خطر گسترش جنگ همچنان وجود دارد. فعالیت گروههای مسلح، بحران هرمز و اختلافات هستهای میتوانند منطقه را وارد مرحلهای پرهزینهتر کنند.
شاید خطرناکترین اشتباه، تصور پایان جنگ در لحظهای باشد که طرفهای درگیر تنها شیوه ادامه آن را تغییر دادهاند.
سرنوشت این بحران را نه یک پیام سیاسی، بلکه تصمیمهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک تعیین خواهند کرد.
فارسی




























































